<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جامعه فرهنگ رسانه</title>
    <link>https://www.jscm.ir/</link>
    <description>جامعه فرهنگ رسانه</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 06 Mar 2021 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 06 Mar 2021 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارتباطات مجازی علم و فناوری- مورد مطالعه: مدل‌سازی موضوعی محتوای توئیتر دانشگاه‌های فنی آمریکا</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_127836.html</link>
      <description>توسعه فناوری‌های ارتباطی، ارتباطات علم و فناوری را همانند سایر حوزه‌ها، دچار تغییرات جدی کرده است. در مقاله پیش رو، صفحه توئیتر دانشگاه‌های فنی شاخص آمریکا شامل ام‌آی‌تی، برکلی و استنفورد انتخاب و با استفاده از داده‌کاوی به روش مدل‌سازی موضوعی، یافتن الگوهای موضوعی در ارتباطات علم و فناوری در این دانشگاه‌ها دنبال شده است. مدلسازی موضوعات برای نزدیک به ده هزار توئیت، دسته‌بندی‌های مختلفی شامل آموزش، کووید 19، فناوری و مهندسی، افتخارات و دستاوردهای اعضای هیئت علمی و پژوهشگران، پژوهش، سیاست، زندگی دانشجویی، ورزش و تفریح، رویدادهای آنلاین، فرهنگ و هنر، کارآفرینی، محیط زیست، تحقیق و توسعه و اجتماعی را مشخص کرده است. همبستگی مثبتی بین لایک و موضوعات افتخارات و دستاوردها، پژوهش و آموزش است. عکس این موضوع برای واژگان دسته سیاسی است. محاسبات رگرسیونی بشیوه توزیع دوجمله‌ای منفی نیز بیانگر این است که موضوعاتی مانند افتخارات و دستاوردها و ورزش و تفریح، احتمال لایک و ریتوئیت بالایی دارد در حالیکه موضوعات سیاسی، بازدارنده لایک است. نتایج مدلسازی موضوعی نشان می‌دهد که محور اصلی در محتوای ارائه شده دانشجو و فضای حاکم بر آن است و از فضای مدیریتی و اطلاع‌رسانی اخبار آن، فاصله معنی‌داری دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی راهبردهای مشارکت تشکل‌های مردمی در مدیریت سوانح طبیعی :تحلیل کیفی تحقیقات سه دهه اخیر در ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_231090.html</link>
      <description>مشارکت اجتماعی، به عنوان فرآیندی آگاهانه، داوطلبانه و هدفمند، به معنای حضور فعال و تأثیرگذار افراد و نهادها در عرصه زندگی جمعی تعریف می‌شود. این پژوهش با هدف تحلیل راهبردهای مشارکت تشکل‌های مردمی و اجتماعی در مدیریت بحران ناشی از سوانح طبیعی در بازه زمانی سه دهه گذشته انجام شده است. روش این مطالعه، تحلیل محتوای کیفی متون و تحقیقات پیشین در این حوزه است. علی‌رغم وجود پژوهش‌های متعدد در زمینه مدیریت بحران و نهادهای اجتماعی، خلأ پژوهشی آشکاری در ادبیات نظام‌مند موضوع و ارائه یک الگوی جامع راهبردی احساس می‌شود. یافته‌های تحقیق، حاکی از استخراج چهارده مضمون (تم) اصلی است که در قالب سه فاز مدیریت بحران دسته‌بندی شدند: در فاز پیش از بحران:ایجاد ارزش‌های معنوی، آموزش فرهنگی، مشارکت نظری، مشارکت عملی و توسعه سرمایه اجتماعی و فرهنگی. در فاز حین بحران: برقراری ارتباطات مؤثر، ارائه خدمات مددکاری و توانبخشی، بسیج مشارکت اجتماعی، شناسایی متغیرهای جمعیت‌شناختی، تأمین منابع انسانی و تأمین امنیت و نیازهای اساسی.در فاز پس از بحران:مستندسازی و جمع‌آوری خاطرات جمعی، بهره‌گیری از رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی و بازسازی هویت اجتماعی. یافته‌ها نشان می‌دهد تشکل‌های اجتماعی با محوریت این راهبردها، می‌توانند نقشی حیاتی در ارتقای تاب‌آوری جامعه و مدیریت اثربخش تمامی مراحل بحران ایفا نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایهء خیابانی قومیت و خشونت در خیابان‌های اسلو</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_140298.html</link>
      <description>‏ اکثر مطالعات بوردیو توصیفی درباب نزاع بر سر سرمایه نمادین و سلسله مراتب در بین نخبگان ‏اقتصادی و فرهنگی است. با وجود این ، نظریه و مفاهیم بوردیو، منحصر به بررسی و مطالعه این ‏گونه قدرت‌ها نیست. این مقاله با استفاده از مفهوم‌پردازی پی‌یر بوردیو دربارهء فضای اجتماعی، ‏سرمایه و عادت‌واره، پیرامون سلسله مراتب و  نزاع بر سر سرمایهء فرهنگی در لایه‌ی زیرین جامعه، ‏بحث می‌کند. تحلیل داده‌ها مبتنی بر مصاحبه‌ها و کارهای میدانی دربارهء جوانان اقلیت‌های قومی ‏در اسلو نروژ است. این مقاله با تحلیل خشونت در بین مردان جوان، این بحث را مطرح می‌کند که ‏اقلیت‌های قومی، حاشیه‌ای و پناهندگان، با استفاده از راهبردهای خاصی، سرمایهء نمادین خود را ‏افزایش می‌دهند. آنان تجاربی را متجسم می‌سازند که می‌تواند به سرمایه‌های خیابانی مطلوب در ‏فرهنگ خیابانی خشونت تبدیل شود.‏تحقیق تجربی با استفاده از مفاهیم سرمایهء خیابانی باعث بینش نسبت به بحث جبرگرای ساختاری- ‏اقتصادی واکوانت به مانند بحث اقتصادی- اراده‌گرایانه نیومان، اندرسون و دونیر است. به رغم ‏مجادلات سیاسی داغ، چنین چارچوبی را می‌توان نوعی توافق تلقی نمود.‏</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی کیفی و ارایه الگوی رفتاری کاربران در شبکه های اجتماعی در برخورد با اخبار جعلی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_237858.html</link>
      <description>پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی به‌طور فزاینده‌ای تبدیل به منابع خبری شده‌اند. با توجه به اینکه مردم داستان‌ها و روایت ها و موضوعات مختلفی در مورد افراد و رسانه‌ها، ازجمله اخبار جعلی افشا می‌کنند، با رسانه‌های سنتی تفاوت دارند. در این پژوهش، برای شناسایی مولفه‌ها و طراحی مدل الگوی رفتاری کاربران در شبکه‌های اجتماعی در برخورد با اخبار جعلی، از نظریه پردازی داده بنیاد استفاده شد، که پس از مصاحبه با خبرگان شش بعد مدل شامل شرایط علی، شرایط زمینه ای-شرایط بستری(زیرساختی و روساختی)، شرایط مداخله گر، پدیده اصلی، راهبردها و پیامدها به همراه گزاره های متناسب با آنها تدوین گردید.همچنین برای بررسی اعتبار نتایج پژوهش و پایایی آن از آزمون قابلیت اطمینان بین کُدگذاران برای مصاحبه‌های انجام‌گرفته استفاده شد که مقدار بدست آمده برابر با 82 درصد است و بیان می کند قابلیت اطمینان کدگذاری‌ها مورد تأیید است و می‌‌‌توان ادعا کرد که میزان اعتبار تحلیل مصاحبه کنونی مناسب می باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>گروندد تئوری: روش سهل ممتنع در پژوهش‌های علوم انسانی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_140301.html</link>
      <description>در برخی از تحقیقات علوم انسانی، استفاده از نظریه‌های موجود نمی‌تواند محقق را در پاسخ به مسأله تحقیق، چندان یاری رساند. در چنین موردی می‌توان از روش گروندد تئوری که بنام‌های دیگری چون &amp;amp;laquo;نظریه میدانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نظریه مبنایی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نظریه داده بنیاد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نظریه زمینه‌ای&amp;amp;raquo; هم خوانده می‌شود، استفاده نمود که یکی از روش‌های کیفی مهم است که در سال‌های اخیر با استقبال فراوانی در جامعه دانشگاهی روبرو شده است.گروندد تئوری دارای نسخه‌های متعددی است که یکی از نسخه‌های آن، رویکرد سیستماتیک (نسخه استراوسی) است. رویکرد سیستماتیک چیست و چگونه انجام می‌گیرد؟ در مقاله حاضر پس از توضیحاتی در باب چیستی گروندد تئوری و دلایل برآمدن این روش، رویکرد سیستماتیک و مراحل مختلف آن از قبیل &amp;amp;laquo;گردآوری داده&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حساسیت نظری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;نمونه‌گیری نظری&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اشباع نظری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کدگذاری&amp;amp;raquo; توضیح داده شده است، مراحلی که به ظهور نظریه درباره مسأله تحقیق می‌انجامد، نظریه‌ای که جهان شمول، کلان و عام نیست بلکه کوچک، محدود و معطوف به مسأله و موقعیت خاص بر مبنای داده‌های میدان تحقیق است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه سواد رسانه‌ با احساس تعلق اجتماعی و افزایش مشارکت مدنی(مورد مطالعه جوانان18-29 ساله شهر اصفهان)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_235619.html</link>
      <description>سوادرسانه‌ای به‌عنوان یکی از مهارت‌های حیاتی برای زندگی در جامعه معاصر شناخته می‌شود. این مفهوم به توانایی افراد در تحلیل، ارزیابی و خلق محتواهای رسانه‌ای اشاره دارد و به‌طورمستقیم بر روابط اجتماعی و احساسات‌فردی اثرگذاراست. در این متن به بررسی رابطه بین سوادرسانه با احساس‌تعلق‌اجتماعی و نقش آن در افزایش مشارکت‌مدنی خواهیم پرداخت.این پژوهش به‌صورت پیمایشی، از طریق روش نمونه‌گیری از نوع در دسترس در بین340 نفر از جوانان18-29 ساله، شهر اصفهان صورت‌گرفته‌است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارSPSS23 وAmos23 انجام شده‌است.سوادرسانه‌ای نمره متوسطی در بین نمونه انتخاب‌شده به‌دست آورده‌است که در بررسی نمره میانگین از بیشترین به کمترین ابعاد آن: شناسایی‌تأثیرات‌اجتماعی، استفاده‌مسئولانه از رسانه، تولید محتوا، تحلیل‌محتوا و ارزیابی‌اعتبار بوده‌است. احساس‌تعلق‌اجتماعی نیز با احتساب نمره متوسط و ابعاد آن به ترتیب: بعد حمایت‌اجتماعی، تعاملات‌اجتماعی و احساس‌هویت‌گروهی بوده‌است. نمره مشارکت‌مدنی نیز در حد متوسط به‌دست آمد. همچنین رابطه بین متغیر سوادرسانه‌ای با احساس‌تعلق‌اجتماعی و افزایش مشارکت‌مدنی معنادار گردید. در بررسی متغیرهای زمینه‌ای، رابطه‌ای بین سن و سوادرسانه‌ای و همچنین تفاوت میانگینی بر حسب جنسیت، میزان تحصیلات و وضعیت تاهل با سوادرسانه‌ای به‌دست نیامد. همچنین در بررسی مدل معادله ساختاری نیز، اثر سوادرسانه بر مشارکت‌مدنی و احساس‌تعلق‌اجتماعی معنادار گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی بیماری‌های قلبی و عروقی در تلویزیون؛ مطالعه موردی سریال‌های پزشکی پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_163293.html</link>
      <description>بیماری‌های قلبی و عروقی بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، به عنوان عامل اول مرگ و میر در جهان شناخته می‌شود. واژه بیماری قلبی معمولا برای اشاره به حمله قلبی استفاده می‌شود، با این حال بیماری قلبی شامل سایر بیماری‌های قلب از جمله بیماری عروق کرونر، نارسایی قلبی، سکته قلبی، آریتمی قلبی و کاردیومیوپاتی می‌باشد. از سوی دیگر، رسانه‌ها امروزه بیش از هر زمان دیگری به موضوع سلامت می‌پردازند و رسانه‌ها از عوامل تاثیر گذار بر نحوه درک سلامت و بیماری به شمار می‌آیند. اما این پوشش رسانه‌های سلامت چون تحت تاثیر عوامل متعددی قرار می‌گیرد، چندان خنثی و بی‌طرفانه نیست. از میان رسانه‌های جمعی تلویزیون به عنوان گسترده‌ترین رسانه تولید و پخش پیام، در قالب‌های مختلفی به موضوع سلامت می‌پردازد که مجموعه-های پزشکی یکی از آنهاست. بنابراین در این تحقیق به این مسئله می‌پردازیم که سریال‌های پزشکی چه بازنمایی از بیماری‌های قلبی و عروقی بدست می‌دهند. بدین منظور از دو روش نشانه‌شناسی و تحلیل گفتمان بهره گرفتیم و در مجموع 8 صحنه را از سه مجموعه &amp;amp;laquo;همه قدیسین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حادثه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پرستاران&amp;amp;raquo; تحلیل کردیم. یافته‌های تحقیق حاکی از آن است که بیماری‌های قلبی و عروقی اغلب یک مشکل جداگانه نشان داده می‌شود که کل شخصت یک فرد را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد. بیماری قلبی و عروقی در یک محل خاص از بدن قرار دارد و هر روشی که برای درمان بیماری بکار رود به ندرت منجر به تغییر ظاهری فرد بیمار می-شود و می‌توان به داشتن سبک زندگی سالم از بروز آن جلوگیری کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش بلوغ عاطفی و جوّ عاطفی خانواده در مصرف رسانه‌ای دانش‌آموزان دختر با واسطه گری رابطه با همسالان</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_239658.html</link>
      <description>امروزه استفاده از رسانه‌ها و فضای مجازی به محبوب‌ترین پدیده در زندگی بشر تبدیل شده است. در این میان، نوجوانان دختر، از اصلی ترین مصرف کنندگان تاثیرپذیر، ذوق زده و شیفته محصولات رسانه ای هستند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بلوغ عاطفی و جوّ عاطفی خانواده در مصرف رسانه‌ای با واسطه‌گری رابطه با همسالان در دانش آموزان دختر تعیین شد. روش پژوهش، توصیفی- همبستگی بود. جامعه پژوهش، شامل تمامی دانش‌آموزان دختر دوره اول متوسطه شهر یزد (شامل 16166 نفر) بود. حجم نمونه، تعداد 1152 نفر تعیین شد که از مدارس به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌‌های بلوغ‌ عاطفی (شینگ و بارگاوا، 1991)، جوّ عاطفی خانواده (هیل برن، 1964)، مصرف رسانه‌ای (محمودیان و همکاران، 1394) و رابطه با همسالان (هادسون، 1992) بود. داده‌ها در در قالب مدل‌یابی معادلات ساختاری (SEM) تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که بین بلوغ عاطفی و مصرف رسانه‌ای رابطه معنادار و منفی وجود دارد، ولی بین جوّ عاطفی خانواده با مصرف رسانه‌ای و نیز بین رابطه با همسالان با مصرف رسانه‌ای، رابطه مثبت و معنادار به‌دست آمد. همچنین، نقش میانجی‌گری رابطه با همسالان در رابطه بین بلوغ عاطفی با مصرف رسانه‌ای و نقش میانجی‌گری رابطه با همسالان در ارتباط بین جوّ عاطفی خانواده با مصرف رسانه‌ای معنادار است. بر اساس یافته‌ها، پیشنهاد می‌شود در آموزش های دوره تحصیلی متوسطه، به آموزش مهارت‌های مصرف رسانه‌ای، کارگاه‌های تخصصی خانواده محور با سرفصل‌های جوّ عاطفی خانواده، بلوغ عاطفی و رابطه با همسالان برگزار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مداخلات رسانه‌های اجتماعی در سلامت جنسی زنان مطالعه موردی خانه‌های سلامت شهر تهران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_191249.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر سواد جنسی زنان تهرانی است. استفاده از رسانه‌های اجتماعی برای زنان در حوزه سلامت جنسی به علت گمنام بودن کاربر، موضوعات بالقوه حساس و برچسب زننده، بیش از سایر رسانه‌هاست. این پژوهش به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه انجام شده است. حجم نمونه ۴۰۰ نفر از زنان مراجعه‌کننده به خانه‌‌های سلامت شهرداری که در سرای محلات مستقر هستند، بوده که بااستفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی متناسب با حجم نمونه انتخاب شده‌اند. نتایج پژوهش نشان داد که امروزه رسانه‌های اجتماعی به مهمترین منبع اطلاعاتی و دانش برای مدیریت سلامت جنسی زنان تهرانی تبدیل شده و بین میزان سواد دیجیتال و سواد جنسی آنان رابطه معنی‌دار وجود دارد. افرادی که از رسانه-های اجتماعی برای به اشتراک‌گذاری و بهره‌برداری از اطلاعات سلامت استفاده می‌کردند نسبت به افرادی که اطلاعات سلامتی را در پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کردند، از کیفیت سلامت جنسی بالاتری برخوردار بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سرمایه زیباشناختی، کالاسازی و تمایز نسلی: تحلیل کیفی گرایش نوجوانان دختر به موسیقی کی‌پاپ در تهران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_234331.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی عوامل علّی گرایش نوجوانان دختر تهرانی به موسیقی پاپ کره‌ای (کی‌پاپ) انجام شد. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد (رویکرد نظام‌مند) بود. جامعه پژوهش را دانش‌آموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر تهران تشکیل دادند و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند، ۱۷ نفر از علاقه‌مندان به کی‌پاپ به‌عنوان مشارکت‌کنندگان انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد که سه محور علّی اصلی در گرایش نوجوانان به کی‌پاپ نقش دارند. نخست، سرمایه فرهنگی&amp;amp;ndash;زیباشناختی که در قالب کیفیت بالای اجراها، تلفیق رقص و آواز، نظم آیینی و شور هنرمندان، تجربه‌ای فراملی و متمایز ایجاد می‌کند. دوم، کالاسازی و اقتصاد فرهنگ هواداری که از طریق عرضه محصولات و نمادهای اختصاصی مانند لایت‌استیک‌ها، عروسک‌ها و کالاهای روزمره، هواداری را به چرخه‌ای اقتصادی&amp;amp;ndash;عاطفی بدل می‌سازد و احساس تعلق نوجوانان را تقویت می‌کند. سوم، تمایز فرهنگی و شکاف ذائقه که با فاصله‌گیری از موسیقی داخلی و مرزبندی نسلی، به نوجوانان امکان بازتعریف هویت فرهنگی مستقل می‌دهد. تحلیل داده‌ها نشان داد این سه بعد درهم‌تنیده‌اند و مصرف کی‌پاپ را از یک انتخاب موسیقایی ساده فراتر برده و به کنشی فرهنگی&amp;amp;ndash;هویتی تبدیل کرده‌اند. این نتایج ضمن تأیید کاربست نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو، صنعت فرهنگ آدورنو و هورکهایمر و جامعه‌شناسی ذائقه، دلالت‌های مهمی برای سیاست‌گذاری فرهنگی دارد. ضروری است، ظرفیت‌های زیباشناختی و اقتصادی فرهنگ جهانی را به رسمیت شناخت، از آن الگوبرداری کرد و با گفت‌وگوی میان‌نسلی و تولید محصولات بومی، شکاف نسلی در ذائقه موسیقایی را کاهش داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتحلیل مطالعات ناظر بر اعتیاد مجازی و عوامل اجتماعی تببین کننده در جامعه ایرانی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_191539.html</link>
      <description>مقدمه: هدف پژوهش حاضر فراتحلیل پژوهش های انجام شده در زمینه تعیین کننده های اجتماعی اعتیاد مجازی، جهت برآورد اندازه اثر عوامل اجتماعی مؤثر بر اعتیاد مجازی می باشد. روش: جامعه آماری پژوهش را تمام پژوهش های انجام شده تا پایان پائیز 1401 در زمینه موضوع مورد مطالعه تشکیل دادند. از طریق نمونه گیری هدفمند 15 پژوهشی که دارای ویژگی های مناسب برای ورود به فراتحلیل بودند، انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات، از ویرایش دوم نرم افزار جامع فراتحلیل) CMA( استفاده شده است و با توجه به ناهمگونی بین مطالعات انجام شده از مدل اثرات تصادفی برای ترکیب نتایج و رسیدن به اندازه اثر استفاده شد . یا فتهها: اندازه اثر برآورد شده 412.0 میباشد که بر اساس نظام تفسیر کوهن در محدوده اطمینان در سطح متوسط رو به بالا می باشد .به بیانی دیگر اعتیاد مجاز در سطح متوسط رو به بالایی متأثر از عوامل اجتماعی میباشد، همچین نتایج حاصل از اندازه اثر تکتک عوامل اجتماعی نشان داد که به ترتیب &amp;amp;laquo;اعتماد اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سبک زندگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;حمایت اجتماعی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;روابط اجتماعی و خانوادگی &amp;amp;raquo; دارای بیشترین تأثیر بر اعتیاد مجازی بودند بحث: با توجه به فراگیر شدن استفاده از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و به منظور کاستن از جنبه های منفی وابستگی به آن ،توجه به عوامل اجتماعی مرتبط به آن ضروری است .</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتباس از افسانه‌ها در پویانمایی بر مبنای نظریۀ لیندا هاچن (مطالعه تطبیقی افسانۀ &amp;laquo;آقاحسنک&amp;raquo; و فیلمنامۀ &amp;laquo;راز‌گل‌الماس&amp;raquo;)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_237855.html</link>
      <description>اقتباس هنری از آثار ادبی، یکی از حوزه‌های نوین و پویای ادبیات تطبیقی است که با رویکردی بینارشته‌ای، به بررسی پیوند میان ادبیات و دیگر شاخه‌های هنر و دانش، از جمله پویانمایی، می‌پردازد. در این رویکرد، آثار اقتباسی بر اساس ساختار و محتوای متن مبدأ ارزیابی می‌شوند. اقتباس از افسانه‌ها، به‌واسطۀ ظرفیت‌های نامحدود رسانه پویانمایی و جذابیت‌های نهفته در ادبیات داستانی کهن، امکان ارائه خوانشی نو و روایتی تصویری از متون کلاسیک را فراهم کرده و به‌عنوان ابزاری مؤثر در تولید و بازتولید فرهنگ در جوامع معاصر شناخته می‌شود. این مقاله با تکیه بر ادبیات تطبیقی و رویکردی بینارشته‌ای، و با مبنا قرار دادن نظریۀ اقتباس لیندا هاچن، به دنبال ارائه الگویی کاربردی برای تبدیل افسانه‌های ایرانی به پویانمایی است. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با روش اسنادی و رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی انجام شده و خلاصه‌صحنه فیلمنامۀ پویانمایی &amp;amp;laquo;رازگل‌الماس&amp;amp;raquo;، که اقتباسی آزاد از افسانۀ &amp;amp;laquo;آقاحسنک&amp;amp;raquo; است، بر اساس ساختار سه‌پرده‌ای فیلمنامه‌نویسی تحلیل می‌شود. عناصر دراماتیک متن اقتباسی در مقایسه با متن مبدأ، با بهره‌گیری از روش &amp;amp;laquo;مقایسۀ تطبیقی سیستماتیک&amp;amp;raquo; و از طریق جدول‌های تطبیقی بررسی شده و دگرگونی‌های ساختاری، معنایی و ایدئولوژیک آن‌ها واکاوی می‌گردد. تحلیل‌ها در چارچوب سه‌گانۀ &amp;amp;laquo;محصول، فرایند و دریافت&amp;amp;raquo; هاچن صورت گرفته و همزمان، ویژگی‌های رسانه‌ای پویانمایی مانند طراحی، حرکت، رنگ و موسیقی، و نیز مفاهیم ایدئولوژیک معاصر مورد توجه قرار می‌گیرد. در نهایت، بر اساس یافته‌های پژوهش، الگویی گام‌به‌گام برای اقتباس افسانه‌های ایرانی به پویانمایی پیشنهاد می‌شود که بر تحلیل متن مبدأ، شناسایی عناصر دراماتیک و انطباق آن‌ها با الزامات رسانه پویانمایی تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روایت بصری زندگی ملکه انگلیس در سایت بی‌بی‌سی فارسی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_191540.html</link>
      <description>در جوامع معاصر، امر بصری در برساختن فرهنگی زندگی اجتماعی نقشی کلیدی دارد. باوجوداین تصاویر در نمایش واقعیت ای بی‌طرف نیستند و معمولاً با توجه به گفتمان‌هایی که در آن قرارگرفته‌اند نوعی از روایت را از واقعیت‌های بیرونی ارائه می‌دهند. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که روایت بصری زندگی ملکه انگلیس در سایت بی‌بی‌سی فارسی به چه صورتی است؟ برای پاسخگویی به پرسش اصلی پژوهش از روش تحلیل گفتمان که ژیلیان رز مطرح کرده استفاده شده است. بر اساس نتایج پژوهش، در مفصل‌بندی گفتمانی روایت بصری زندگی ملکه انگلیس در شبکه بی‌بی‌سی پیش از هر چیزی بر این نکته اصلی تأکید شده است که نهاد سلطنت در کشور انگلستان یک نهاد تشریفاتی و دارای حداقلی از قدرت است. برای القای این مضمون اصلی از چند مقوله محوری استفاده شده است که شامل نمایش زندگی روزمره ملکه، پوشش ملکه، حاشیه‌های خانواده سلطنتی، محبوبیت ملکه در بین عامه مردم، ملکه به‌عنوان نماد ملت و دولت انگلستان و ملکه‌ای که عاشق رسانه بود هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی محتوای دیجیتال برای محصولات فرهنگی در حوزه کتاب‌های ایرانی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_229932.html</link>
      <description>مطالعه حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی بازاریابی محتوای دیجیتال برای محصولات فرهنگی در حوزه کتاب‌های ایرانی انجام شد. این تحقیق از نوع کاربردی-توسعه‌ای بوده و با رویکرد پیمایشی مقطعی انجام گردید. جامعه مشارکت‌کنندگان در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی، دست‌اندرکاران، متخصصان، مدیران و خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال و محصولات فرهنگی کشور (کتاب) بود که با روش نمونه‌گیری نظری و پس از رسیدن به اشباع نظری، 15 نفر از آنها در این پژوهش شرکت کردند. در بخش کمی، جامعه آماری مشتریان وب‌سایت‌های فروش محصولات فرهنگی در حوزه کتاب بود و تعداد 382 پرسشنامه به‌صورت خوشه‌ای-تصادفی از آنها جمع‌آوری شد. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی، از روش تحلیل گراندد تئوری و در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. یافته‌های تحقیق نشان داد که شرایط علّی (تسهیل تعامل و سفر مشتری، پلتفرم‌های نوظهور، نیازسنجی و شناخت دقیق مخاطبین‌ و شناخت بازار و بخش‌بندی آن) بر پدیده محوری &amp;amp;laquo;چرایی بازاریابی محتوایی محصولات فرهنگی&amp;amp;raquo; تاثیرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینه‌ای (فرایندها، ساختار سازمانی و مکانیزم ارزیابی عملکرد، قالب ارائه محتوا، منابع و تسهیلات مورد نیاز، ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، قوانین و مجوزهای مورد نیاز، شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور) و شرایط مداخله‌گر (محدودیت‌ها و ریسک‌های شناسایی شده، رقبا و شدت رقابت) بر راهبردها و اقدامات تاثیرگذارند. در نهایت راهبردهای بازاریابی محتوا (ساختار و تناسب محتوا، تنوع در استراتژی‌های مارکتینگ، همکاری با ذی نفعان و تاثیرگذاران) منجر به بهبود عملکرد و کیفیت ارائه خدمات، بهبود برندینگ، بهبود تعامل با مخاطب و نرخ تبدیل، بهبود کانال‌های توزیع و گسترش بازار می‌شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی بومی تلویزیون گردشگری توسعه‌محور در ایران با تأکید بر تنوع فرهنگی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_230383.html</link>
      <description>این مقاله با هدف طراحی &amp;amp;laquo;الگوی بومی تلویزیون گردشگری توسعه‌محور&amp;amp;raquo; در ایران، بر مبنای رویکرد نظریه داده‌بنیاد و چارچوب پارادایمی اشتراوس و کوربین انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با خبرگان حوزه رسانه، گردشگری و فرهنگ جمع‌آوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند که تحقق کارکرد توسعه‌محور تلویزیون گردشگری مستلزم پنج رکن اصلی است: سیاست‌گذاری فرهنگی بومی‌محور بر اساس آمایش سرزمینی؛ ارتقای سواد و آموزش رسانه‌ای در سطوح بین‌فرهنگی و توسعه‌محور؛ بازنمایی اصیل تنوع قومی&amp;amp;ndash;زبانی و روایت‌های محلی چندصدایی؛ مشارکت و مالکیت محلی در تولید و انتشار محتوا و پیوند آن با اقتصاد مقصد؛ و هم‌افزایی رسانه‌های سنتی و دیجیتال همراه با مدل درآمدزایی ترکیبی برای پایداری مالی. این ارکان در قالب روابط علّی، شرایط زمینه‌ای، عوامل مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها در مدل پارادایمی ترسیم شدند. نتایج همچنین نشان داد که الگوی پیشنهادی با ادبیات موجود در حوزه تصویر مقصد، گردشگری محتوا و بازاریابی فرهنگی همخوان بوده و با افزودن مؤلفه‌های بومی‌سازی، روایت خرد هویت‌محور و شاخص‌های عدالت فرهنگی، امکان عملیاتی‌سازی در سیاست‌گذاری رسانه‌ای و گردشگری ایران را فراهم می‌کند. این مدل می‌تواند ضمن ارتقای تصویر مقصد ایران در سطوح داخلی و بین‌المللی، به توسعه پایدار مناطق کمترتوسعه‌یافته، رونق اقتصاد محلی و تقویت دیپلماسی فرهنگی کمک نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش تبلیغات رسانه‌های ورزشی در تأثیر ابعاد ارزش ویژه برند بر قصد و استمرار خرید از طریق مسرت خرید مشتریان در بستر فرهنگ هواداری</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_230618.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تبلیغات رسانه‌های ورزشی در تأثیر ابعاد ارزش ویژه برند (ارزش کارکردی، اجتماعی، عاطفی، نوآوری و ارتباطی) بر قصد و استمرار خرید از طریق مسرت خرید مشتریان در بستر فرهنگ هواداری است. این پژوهش از نظر روش، توصیفی-پیمایشی و از نظر هدف، کاربردی محسوب می‌شود. جامعه آماری شامل مشتریان برند لوازم ورزشی مجید در استان تهران است که به دلیل استفاده باشگاه‌های لیگ برتر از این برند انتخاب شده‌اند. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس و فرمول کوکران، 384 نفر به‌عنوان حجم نمونه تعیین شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شده و با روش معادلات ساختاری در نرم‌افزار Amos تحلیل شده‌اند. نتایج پژوهش نشان داد که تبلیغات رسانه‌های ورزشی تأثیر قابل‌توجهی بر درک مشتریان از ارزش ویژه برند داشته و موجب افزایش قصد و استمرار خرید آن‌ها می‌شود. همچنین، مشخص شد که رسانه‌ها و تبلیغات ورزشی نه‌تنها در تقویت ارتباط میان برند و هواداران ورزشی نقش دارند، بلکه از طریق تأثیرگذاری بر مسرت خرید مشتریان، می‌توانند به ارتقای جایگاه برندهای ورزشی کمک کنند. یافته‌ها نشان می‌دهد که برندهای ورزشی، از جمله برند مجید، می‌توانند با استفاده بهینه از تبلیغات در رسانه‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی، ارتباط مؤثرتری با مخاطبان خود برقرار کرده و موقعیت خود را در بازار رقابتی بهبود بخشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین رابطه بین استفاده از فضای مجازی و روابط انسانی دانشجویان</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_211491.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین استفاده از فضای مجازی و روابط انسانی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز تنظیم شده است. در این پژوهش از روش پیمایش استفاده شده و جامعه آماری این پژوهش، کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز است که ازطریق روش نمونه‌گیری تصادفی ساده وخوشه ای با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بین 378 نفر از دانشجویان توزیع شد. جهت تجزیه‌ و تحلیل آماری از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تک نمونه‌ای مستقل، آنالیز واریانس یک‌طرفه و روش تحلیل رگرسیون استفاده‌ شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مقدار مربع R برابر a 612/ می‌باشد و درواقع 612/ درصد واریانس روابط انسانی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز تبیین شده است. که در این میان متغیر میزان استفاده از فضای مجازی با بتای 310/0 و متغیر میزان تحصیلات فرد با بتای 384/0 و متغیر جنسیت با بتای 029/0 و متغیر سن با بتای 013/0 توانست بر میزان روابط انسانی مؤثر واقع شود و بیشترین تأثیر را میزان تحصیلات فرد و کمترین تأثیر را متغیر سن بر میزان روابط انسانی داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ابعاد مدل ظرفیت‌سازی فرهنگی با تاکید بر جنبه های اجتماعی در اجرای خط‌مشی های عمومی در سازمان تامین اجتماعی(از منظر کارشناسان و متخصصان)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_234645.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد مدل ظرفیت‌سازی فرهنگی با تأکید بر جنبه‌های اجتماعی در اجرای خط‌مشی‌های عمومی در سازمان تأمین اجتماعی با روش تحلیل مضمون است. این پژوهش دارای رویکردی آمیخته و از نظر هدف، توسعه‌ای -کاربردی، از حیث ماهیت و سبک، پیمایشی است. روش گردآوری اطلاعات از ترکیب مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی بوده و ابزار گردآوری اطلاعات با مراجعه به مستندات، مصاحبه برگزیدگان و پرسشنامه است که روایی و پایایی مصاحبه با درصد مقبول به تائید رسید. جامعه آماری پژوهش شامل 17 نفر از اساتید دانشگاه، صاحب‌نظران در زمینه خط‌مشی گذاری عمومی، ظرفیت‌سازی و مدیران ارشد سازمان تأمین اجتماعی می‌باشد. روش نمونه‌گیری هدفمند و به‌منظور استخراج و تحلیل کدهای مربوط به مصاحبه با برگزیدگان از نرم‌افزار NVIVO ویراست 11 استفاده گردید. نتایج بدست آمده از کدگذاری باز داده‌های کیفی گردآوری‌شده منجر به استخراج 85 کد اولیه، 26 مضمون پایه و 9 مضمون سازمان‌دهنده گردید که عبارتند از: &amp;amp;laquo;تصویب خط‌مشی‌های همگرا و انسجام‌بخش با محوریت فرهنگ سازمانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استقلال سیاسی سازمان در چارچوب فرهنگ مشارکتی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برقراری عدالت اجتماعی مبتنی بر فرهنگ برابری و شفافیت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تامین اجتماعی هوشمند در راستای توسعه فرهنگ دیجیتال&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توجه به تحولات محیطی و انطباق فرهنگی سازمان&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اصلاح فرهنگ تأمین اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;اعتقاد به ایجاد تحول و نوآوری فرهنگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;شبکه‌سازی در سازمان با محوریت فرهنگ تعامل و همکاری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ایجاد نظام پایش و بازخوردگیری مبتنی بر فرهنگ یادگیری سازمان&amp;amp;raquo;.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین جامعه‌شناختی تاثیر کاربرد رسانه‌های نوین بر میزان اعتماد اجتماعی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_216318.html</link>
      <description>زمینه و هدف: فضای مجازی توانسته است بسیاری از جنبه های تعاملات اجتماعی افراد را دگرون کند. تاثیری که فضای مجازی بر اعتماد اجتماعی، به عنوان یکی از جنبه های مهم در تعاملات اجتماعی برجای گذاشته است، هدفی است که این پژوهش با واکاوی آن در میان دانشجویان دختر ساکن خوابگاه های دانشگاه اصفهان ردیابی نموده است. روش‌شناسی: روش مورد استفاده پیمایشی توصیفی است و پرسشنامه ابزار گردآوری اطلاعات را محقق ساخته است. برای سنجش روایی و پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. نمونه تحقیق شامل 384 نفر از دانشجویان دختر ساکن خوابگاه‌های دانشگاه اصفهان است که از طریق نمونه‌گیری سهمیه‌ای انتخاب شده‌اند. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزارSPSS24 انجام گرفته است. یافته‌ها: یافته‌ها نشان می‌دهد که بین میزان استفاده از فضای مجازی و تعاملات اجتماعی رابطه معنا‌داری وجود دارد ولی بین میزان استفاده از فضای مجازی، سن و مقطع تحصیلی رابطه معنادار و معکوسی وجود دارد. علاوه بر این، داده‌ها نشان می‌دهند که بیشترین استفاده دانشجویان از فضای مجازی به ترتیب چت و گفتگوهای آنلاین و جستجوی اطلاعات آموزشی-علمی است.نتیجه‌گیری: اینگونه می‌توان نتیجه گرفت چون نسل‌های جوان‌تر از ابتدا با فضای مجازی بزرگ شده‌اند و زیست مجازی را تجربه کرده‌اند، در تعامل با فضای مجازی به ارزش‌هایی احساس تعلق می‌کنند که وابسته به عصر حاضر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی رشته ارتباطات سلامت</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_216979.html</link>
      <description>چکیدهاین بررسی تجربی، به 4 سوال می ‌پردازد که چارچوبی پارادایمیک دارند تا هم وضعیت هستی ‌شناختی رشته ارتباطات سلامت را روشنایی بیشتری بخشند و هم به طور منظم محدودیت‌ های درون ‌اندیشی رشته این رشته را واکاوی کنند. تحلیل محتوای تحقیقات منتشر شده ارتباطات سلامت حاکی از آن است که هزاره جدید آغازگر عصر جدیدی از تحقیقات ارتباطات سلامت با تاکید بر انتقال سطح کلان اطلاعات سلامت در میان متخصصین غیر سلامت است. این تحلیل محتوا همچنین ظهور پارادایم جدیدی را حول محور این حوزه موضوعی خاص نشان می‌ دهد که دانشمندان فعال در این پارادایم سنت ‌های افکار پوزیتیویستی و روش‌شناسی ‌های تحلیلی پیمایش مقطعی را به اشتراک می‌ گذارند. همکاری ‌های میان رشته‌ای و فرضیات فرا نظری بیشتری برای سرعت بخشیدن به این پارادایمِ در حال تکامل نیاز است تا بتواند به دانشمندان ارتباطات سلامت در جستجوی ‌شان برای کسب هویت در این رشته یاری رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ جامعه شناختی سبک زندگی پست مدرن زنان جوان شهر تهران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_218791.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به دنبال مطالعة جامعه شناختی سبک زندگی پست مدرن زنان جوان شهر تهران است و طی آن کوشش شد عوامل اجتماعی موثر بر سبک زندگی پست مدرن این گروه از زنان مورد واکاوی قرار گیرد. رویکرد روش شناختی این پژوهش کمّی و از نوع پیمایش، فنون داده‌یابی با استفاده از پرسشنامه برآمده از مدل نظری گرندد تئوری تنظیم شده است و تعداد نمونه 320 نفر از زنان جوان شهر تهران بودند که به‌ صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شده‌اند. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار spss نسخۀ 27 استفاده شد و طی آن نسبت به توصیف و تحلیل داده ها و در نهایت آزمون فرضیات تحقیق اقدام شد. یافته‌های پژوهش حاضر و ضرایب همبستگی به‌دست آمده نشان دهندۀ همبستگی قوی متغیرهای مستقل(میزان تمایز شدید(714/0)، میزان سیالیت مصرف(618/0)، میزان تمایل به بلاگری(639/0)، میزان لذت پرستی مجازی(678/0)، میزان برابری خواهی زنانه(689/0)، میزان عاملیت زنانگی(694/0)، میزان هویت سیال(653/0)، میزان فردگرایی شدید(712/0)، میزان مدیریت بدن(742/0)، میزان سیالیت نیازها(678/0)) و متغیر وابسته(سبک زندگی پست مدرن) است. همچنین تحلیل رگرسیونی انجام گرفته نشان می دهد که هرکدام از متغیرهای پیش بین به سهم خودشان توانسته اند تغییرات متغیر معیار(سبک زندگی پست مدرن) را پیش بینی کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>در جستجوی شخصیت قهرمان برای انیمیشن حماسی ایرانی؛ تحلیل روایت و شخصیت قهرمان در افسانة سمک عیّار</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_221924.html</link>
      <description>اهمیت اقتباس از داستان‌های عامیانه و افسانه‌های ایرانی برای تولید انیمیشن ملی، غالباْ مغفول مانده زیراپژوهشگران به ادبیات منظوم و به‌ویژه شاهنامه توجه بیشتر داشته‌اند حال‌آنکه افسانه‌های عامیانه ایرانی از ظرفیت‌های فراوانی برخوردارند که یکی از آنها روایت داستانی و تبدیل آن به فیلمنامة انیمیشن در یک رویکرد اقتباسی است.
این مقاله بر آن است که با مداقه در ماهیت قهرمان در افسانه‌های ایرانی، و مشخصاً با تحلیل افسانة «سمک عیّار»، وجه دیگری از ظرفیت این گونۀ ادبی را برای انیمیشن مطالعه نماید. پرسش این است که شخصیت‌های‌ قهرمان در افسانه‌ سمک عیار چه ویژگی‌هایی دارند؟
مفاهیم نظری، از مطالعات اسطوره‌شناسانه و روایت‌شناسانه برگرفته شده است، زیرا قهرمانان در انیمیشن‌های قهرمانی، بر اساس ویژگی‌هایی طراحی شده‌اند که از جنبه‌های اسطوره‌ای برخوردارند و روایت داستان‌های آنها و شخصیت‌پردازی قهرمان نیز در چارچوب روایت‌های محیرالعقول شکل می‌گیرد.
این تحقیق از نوع کیفی بوده و افسانۀ منتخب «سمک عیّار» به‌طور هدفمند انتخاب شده است. در این داستان، 3 چرخۀ سفر با تمرکز بر یک شخصیت قهرمان، در الگوی «سفر قهرمان کمبل» و «الگوی روایت‌شناسی پراپ» شناسایی و بر اساس آنها، تحلیل روایت داستان و شخصیت قهرمان صورت پذیرفت.
نتایج تحقیق، انطباق چرخه‌های سفر قهرمان و شخصیت‌های داستان در افسانه‌ سمک عیار را با الگوهای نظری منتخب آشکار کرد و نشان داد که می‌توان با الهام از افسانه‌های عامیانۀ پهلوانی فارسی، به طراحی شخصیت قهرمان ایرانی پرداخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاوشی در هویت یابی سیّال جوانان شهر تهران در شبکه مجازی اینستاگرام؛ یک نظریۀ داده بنیاد</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_222602.html</link>
      <description>چکیدهپژوهش حاضر به دنبال مطالعة هویت‌یابی جوانان شهر تهران در شبکه مجازی اینستاگرام است و طی آن کوشش شد فهم و تفسیر این جوانان از هویت‌یابی سیال در قالب روش شناسی تفسیری و نظریۀ زمینه ای مورد واکاوی قرار گیرد. رویکرد روش شناختی این پژوهش کیفی و از نوع نظریه مبنایی، فنون داده‌یابی مصاحبه عمیق و نیمه-ساختار یافته است و تعداد نمونه 24 نفر از جوانان بودند که به‌ صورت هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شده‌اند. جهت داده کاوی از روش کدگذاری نظری استفاده شد که دست‌یابی به مقولات اصلی و فرعی جهت تنظیم مدل نظری مدنظر است.. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پدیده محوری هویت یابی سیّال(شناور) است که مبتنی بر شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله کننده و راهبردها به‌ دست آمده است. بنابر یافته‌های پژوهش حاضر هفت مقولۀ اصلی سیّالیّت مصرف، سیّالیّت نیازها، سیالیت فردگرایی، سیالیت لذت پرستی مجازی، سیالیت مدیریت بدن سیالیت بلاگری و سیالیت روابط تکمیل‌کننده زنجیره مدل پارادایمی پژوهش هستند. دلالت اصلی یافته های این پژوهش بر این است که جوانان شهر تهران فهم و تفسیر جدیدی از هویت یابی دارند به گونه ای که به سمت و سوی هویت یابی سیال(شناور) کشیده شده اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وجوه ارتباطی شایستگی‌های رهبری اصیل مدیران: یک مطالعه فراترکیب</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_222977.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارائه مدل شایستگی‌های رهبری اصیل مدیران با تأکید بر وجوه ارتباطی آن‌ها انجام شد. رهبری اصیل، به عنوان یک سبک رهبری نوظهور، بر مبنای مدل والوموا و همکاران (2008) شامل چهار مؤلفۀ خودآگاهی، شفافیت رابطه، پردازش متوازن اطلاعات و دیدگاه اخلاقی درونی‌شده است که ریشه در انسان‌گرایی دارد و چهارچوب مفهومی این پژوهش را تشکیل می‌دهد. این مطالعه به روش فراترکیب و با استفاده از رویکرد هفت‌مرحله‌ای سندلوسکی و بارسو انجام شده است. از میان 2659 مقاله شناسایی‌شده، 24 سند منتشرشده بین سال‌های 2010 تا 2024 انتخاب و با راهبرد تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که وجوه ارتباطی شایستگی‌های رهبری اصیل مدیران در پنج حیطه اصلی دسته‌بندی می‌شوند: خودآگاهی (تأمل انتقادی، آگاهی از فرصت‌ها و محدودیت‌ها و خودشکوفایی)، پردازش متوازن (انتظار، گوش دادن فعال و اولویت دادن منفعت سازمانی نسبت به شخصی)، شفافیت رابطه (صداقت و ارتباط اثربخش)، دیدگاه اخلاقی درونی‌شده (پایبندی به ارزش‌های شخصی و قطب‌نمای اخلاقی)، و ایجاد فضای کاری مثبت (افزایش رضایت و توسعه کیفی کارکنان، توجه به نیازهای کارکنان و ویژگی‌های روانی شخصیتی متعادل). این شایستگی‌ها مدیران را قادر می‌سازد تا با ایجاد اعتماد، حفظ روابط مثبت و اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف، نقش مؤثری در ارتقای تصویر سازمان و دستیابی به اهداف ایفا کنند. نتایج این پژوهش می‌تواند به عنوان راهنمایی برای توسعه برنامه‌های آموزشی و ارزیابی عملکرد مدیران، به‌ویژه مدیران روابط عمومی، مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل بومی تأمین مالی آموزش مهارتی در مناطق کم‌برخوردار با رویکرد تأثیر اجتماعی: ظرفیت صندوق‌های بازنشستگی و ابزارهای نوین مالی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_224919.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، طراحی مدلی نوآورانه برای تأمین مالی آموزش‌های مهارتی در مناطق کم‌برخوردار ایران با بهره‌گیری از ظرفیت صندوق‌های بازنشستگی و مشارکت بخش خصوصی است. در این راستا، از روش پژوهش کیفی-تحلیلی با استفاده از مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ تن از خبرگان و تحلیل مضمون داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA بهره گرفته شد. مدل مفهومی حاصل، مبتنی بر ابزار اوراق تأثیر اجتماعی (Social Impact Bonds) در چارچوب شراکت دولتی-خصوصی (PPP)، با محوریت سرمایه‌گذاری بلندمدت صندوق‌های بازنشستگی طراحی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که مدل پیشنهادی ضمن فراهم‌سازی بازده مالی پایدار (در محدوده ۱۲ تا ۱۷ درصد)، نرخ بازگشت سرمایه اجتماعی (SROI) معادل 65/1:3 دارد و می‌تواند به کاهش بیکاری، توسعه منطقه‌ای و ایفای مسئولیت اجتماعی نهادهای مالی منجر شود. دولت در این مدل، نقش تنظیم‌گر و تضمین‌کننده حداقلی بازده سرمایه را ایفا کرده و پرداخت‌ها مبتنی بر تحقق شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPIs) مانند نرخ اشتغال و پایداری شغلی انجام می‌گیرد. یافته‌ها، کارآمدی مدل در شرایط متغیر اقتصادی را نشان داده و پیاده‌سازی آن را مستلزم تدوین سازوکارهای حقوقی و ارزیابی مستقل نتایج می‌داند. این مدل به‌عنوان چارچوبی بومی و سیاست‌پذیر، قابلیت کاربرد در سیاست‌گذاری اجتماعی و سرمایه‌گذاری مسئولانه را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل قدرت‌بخشی رسمی‌ساز برای کارگران غیررسمی زن: استراتژی‌های خروج از بخش غیررسمی اقتصاد در کشورهای در حال توسعه</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_225340.html</link>
      <description>اشتغال غیررسمی زنان به‌عنوان پدیده‌ای پیچیده و چندبعدی، ریشه در نارسایی‌های ساختاری و فردی دارد که از طریق سازوکارهای مختلف، زنان را به سمت بازار کار غیررسمی سوق می‌دهد. این پژوهش با تمرکز بر مفهوم &amp;amp;quot;قدرت‌بخشی رسمی‌ساز&amp;amp;quot;، به‌دنبال بررسی چالش‌ها و راهکارهای خروج زنان کارگر غیررسمی از چرخه نابرابری و بهبود وضعیت اجتماعی آن‌ها است. مطالعه حاضر با استفاده از روش‌شناسی کیفی و تحلیل تماتیک داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۲ کارگر غیررسمی زن و ۱۴ خبره در استان تهران انجام شد. نتایج نشان می‌دهد که زنان در اشتغال غیررسمی با نارسایی‌های چهارگانه در ابعاد روانشناختی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی روبه‌رو هستند که منجر به بهره‌کشی سیستماتیک و استمرار وضعیت حاشیه‌ای آن‌ها می‌شود. از یک‌سو، فقدان عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس (نارسایی روانشناختی)، محدودیت دسترسی به منابع مالی و مهارت‌های بازارمحور (نارسایی اقتصادی)، و از سوی دیگر، کمبود حمایت‌های اجتماعی و شبکه‌های خودیار (نارسایی اجتماعی) همراه با بی‌اطلاعی از حقوق کار (نارسایی حقوقی)، چالش‌های اصلی این گروه را شکل می‌دهند. در مقابل، مدل &amp;amp;quot;قدرت‌بخشی رسمی‌ساز&amp;amp;quot; به‌عنوان استراتژی کلیدی برای ارتقای وضعیت زنان کارگر غیررسمی معرفی می‌شود که بر تقویت ابعاد مذکور متمرکز است. این مدل با تأکید بر آگاهی‌بخشی، شبکه‌سازی خرد، توانمندسازی اقتصادی و حمایت حقوقی، زمینه‌ساز گذار از اشتغال غیررسمی به رسمی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اجرای این استراتژی نیازمند همکاری مؤثر نهادهای سیاست‌گذار، مددکاران اجتماعی و سازمان‌های مردمنهاد است تا از طریق برنامه‌های یکپارچه، به کاهش نابرابری‌های جنسیتی و بهبود شرایط کار زنان منجر شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>والدگری رسانه‌ای در مواجهه با کودکان 9 تا 12 ساله</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_225709.html</link>
      <description>یکی از موضوعات اساسی در جهان امروز و با وجود تغییرات متعدد، اهمیت مصرف رسانه برای تمام اقشار جامعه و به خصوص کودکان است. در موضوع سبک مصرف رسانه‌ای کودکان متأخر نحوه تربیت و تعامل والدین با آن‌ها می‌تواند محوری عمل کند. در این مطالعه با والدین گروه کودکان 9 تا 12 ساله مصاحبه شد تا ابعاد مختلف مصرف رسانه‌ای خودشان و تعامل‌شان با فرزندان خود را در زمینه‌ی مصرف رسانه‌ای شرح دهند. جمع‌آوری داده‌ها از طریق مصاحبه‌های متمرکز و مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته صورت گرفت و سپس از طریق روش تحلیل مضمون داده‌ها تحلیل شد. 
در این مطالعه مشخص شد، نوع نگرش خود والدین به رسانه و البته ذات موضوع والدگری، بر تعاملات والدین و فرزندانشان در مورد مصرف رسانه‌ای تاثیر می‌گذارد. از طرف دیگر، نگرش‌ها و راهنمایی‌های والدین آگاه به تولیدات رسانه‌ای، اقبال بیشتری نزد این گروه سنی(کودکان) دارد. همچنین یافته‌ها نشان داد بین تمام سبک‌های والدگری مشخص، سبک رسانه‌ای والدان مقتدر، موفقیت بیشتری در زمینۀ هدایت و راهنمایی فرزند در بارۀ مصرف رسانه‌ای دارد. آنها در عین حال که مانع از سردرگمی فرزندانشان در مصرف رسانه‌ای و فرهنگی می‌شوند، در زمینه جلب همراهی و پذیرش کودکان در تصمیم‌گیری‌های کلی‌تر و فراتر از مصرف رسانه‌ای و فرهنگی نیز به طور غیرمستقیم نقشی موثرتر را ایفا می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی اجرای سیاستهای فعال بازار کار در ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_225903.html</link>
      <description>مطالعات بانک‌ جهانی نشان‌ می‌دهد که برای افزایش کیفیت و کمیت اشتغال، لازم است یک چارچوب مشخص برای سیاستگذاری در بازار کار طراحی شود و سیاست‌های فعال بازار کار، یکی از محورهای اصلی در این چارچوب است. ارزیابی عملکرد اجرای این سیاست در بسیاری از کشورها نشان‌ می‌دهد که برای بهتر اجرا شدن این سیاست‌ها، در ابتدا لازم است گروه‌های هدف تعیین و چالش‌های پیش‌روی آنها شناسایی شود و علاوه‌بر این توجه به مقرون‌به‌صرفه بودن، استمرار و توالی برنامه‌ها، قابلیت جایگزینی بین برنامه‌ها، قابلیت انعطاف‌‌‌پذیری و اجرا در شرایط بحران اقتصادی، همکاری و همفکری گروه‌های اجتماعی (اتحادیه کارگری و بخش خصوصی) و ایجاد زیرساخت‌های فنی و مالی از مهم‌ترین عوامل مؤثر است. آسیب‌شناسی اجرای سیاست‌های فعال بازار کار در ایران نیز نشان‌ می‌دهد‌ علاوه‌بر اینکه اجرای این سیاست‌ها در اولویت برنامه‌های اجرایی دولت‌ها نیست، در سال‌هایی هم که به اجرای این سیاست‌ها اشاره‌ای‌ شده ‌است، به‌دلیل فقدان زیرساخت‌های فنی و مالی، فقدان اسناد پشتیبان و مستندات علمی، عدم توجه به مشارکت جمعی و نظر تمام ذی‌نفعان، عدم پیش‌‌بینی انعطاف در برنامه‌ها، عدم پیش‌‌بینی ساختار نظارت و پایش، عملکرد مؤثری نداشته است. براین اساس پیشنهاد می‌شود اجرای سیاست‌های فعال بازار کار هماهنگ با سایر سیاست‌های اقتصادی دولت در یک بسته ترکیبی دیده شود و‌ سالیانه در قوانین بودجه سنواتی، سهم مشخصی از اعتبارات و منابع مالی قابل تحقق برای اجرای آن در نظر گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب شناسی سیاستهای رونق تولید و اشتغالزایی در ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_226146.html</link>
      <description>. با توجه به اهمیت موضوع اشتغالزایی و رونق تولید و ضرورت انسجام‌بخشی به منابع این حوزه، از سال 1396، در یکی از تبصره های قوانین بودجه سنواتی، احکامی به این منظور اختصاص داده شده‌است. اما به‌دلیل چالش‌های متعددی که در رویکرد حاکم بر این موضوع و همچنین ضعف بدنه اجرایی و حاکمیتی کشور وجود دارد، اثربخشی و عملکرد موفقی از اجرای این سیاست دیده نمی‌شود. از جمله اینکه در نظام حکمرانی کشور، اشتغال‌زایی و رونق تولید هیچ‌وقت اولویت نخست نبوده است و همواره به‌دلیل فقدان وحدت رویه بین دولت، این نوع سیاست‌گذاری دستخوش چرخش‌های سیاستی متعددی بوده است. نکته مهم این است که در طی این سال‌ها انتظار معجزه از اجرای این احکام وجود داشته بدون اینکه حتی در تکمیل و رفع نواقص محتوای تبصره، اقدامی صورت گیرد و یا در طی هشت سال اجرای این تبصره اقدامی در راستای رفع چالش‌های پیش روی آن (اعم از فقدان وحدت رویه بین دولت و مجلس، عدم توجه به ثبات اقتصاد کلان، فقدان رویکرد توسعه‌ای، عدم وجود استراتژی توسعه صنعتی، عدم وجود سند آمایش سرزمین، فقدان نهادهای کارآمد و نوین تأمین مالی، فقدان سازمان متولی توسعه در کشور و توزیع رانت در قالب توزیع ناکارآمد منابع) برداشته شود و یا اینکه در طی این سال‌ها سازوکاری در جهت اجرای بهتر این احکام و رفع چالش‌های اجرایی آن (ناهماهنگی بین دستگاه‌ها، عدم‌انسجام بین برنامه‌های دستگاه‌های اجرایی، ناپایداری، پراکندگی و عدم تمرکز منابع، سختی فرآیندهای بانکی، فقدان سامانه واحد نظارتی و...) پیش‌بینی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زمینه‌های اشتغال و کارآفرینی روستایی در راستای سند برنامه‌ی توسعه‌ی اقتصادی و اشتغال‌زایی روستایی (مطالعه موردی: دهستان آذری، شهرستان اسفراین)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_226491.html</link>
      <description>کارآفرینی به عنوان موتور رشد اقتصادی، بهره‌وری، نوآوری و اشتغال‌زایی شناخته شده ‌است و یکی از ابعاد مهم پویایی اقتصادی محسوب می‌شود. از جمله مشکلات کشور در چند دهه اخیر، بیکاری و فقر روستاییان و مهاجرت آنان به شهرها بوده که باعث شده بسیاری از روستاهای کشور خالی از سکنه شوند. کارآفرینی می‌تواند با توجه به اثرات مثبت خود، در زمینه حل این مشکلات نقش مهمی ایفا نماید. یکی از راهکارهای سیاستگذاران کشور در راستای برنامه ششم توسعه تدوین سند برنامه توسعه اقتصادی و اشتغال‌زایی روستایی می‌باشد. هدف اصلی این پژوهش نیز نیز بررسی زمینه‌های اشتغال و کارآفرینی روستایی در راستای سند برنامه‌ی توسعه‌ی اقتصادی و اشتغال‌زایی روستایی (مطالعه موردی: دهستان آذری، شهرستان اسفراین) می‌‌باشد. روش پژوهش حاضر به شیوه آمیخته (کیفی – کمی) می‌باشد و جامعه آماری پژوهش تعداد 23 روستای دهستان آذری از بخش مرکزی شهرستان اسفراین است. نتایج پژوهش نشان داد که با توجه به قابلیت‌ها، تنگناها، فرصت‌ها و ظرفیت‌های هر یک از روستاهای مورد مطالعه چه زمینه‌های اشتغال و کارآفرینی پایداری می‌توان با مشارکت مردم، بخش خصوصی و دولت ایجاد کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش تعاونی‌های خورشیدی در توسعه انرژی پاک و درآمدزایی جمعی: تجربیات جهانی و راهکارهای تطبیقی برای ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_226492.html</link>
      <description>تعاونی‌های خورشیدی به‌عنوان مدل‌های نوآورانه، نقش کلیدی در ترویج انرژی پاک، کاهش انتشار کربن، و درآمدزایی جمعی ایفا می‌کنند. این مقاله با تحلیل 20 تعاونی برجسته جهانی و بررسی پتانسیل خورشیدی ایران (4.5-5.5 kWh/m²/روز)، نشان می‌دهد که این تعاونی‌ها می‌توانند به توسعه پایدار، ایجاد شغل، و عدالت اجتماعی کمک کنند [1, فصل 2; 2, جدول 2.1]. در ایران، موانعی مانند یارانه‌های سنگین سوخت فسیلی (60 میلیارد دلار در 2020)، زیرساخت ضعیف، و آگاهی عمومی پایین (20%) توسعه این تعاونی‌ها را محدود کرده‌اند [3, ص 15; 4, گزارش 1401/23]. به دلیل کمبود اطلاعات، تنها تعاونی &amp;amp;quot;آینه‌های آسمان&amp;amp;quot; به‌عنوان مطالعه موردی بررسی شده است [5, گزارش 1402/15]. این مطالعه با ارائه پیشنهادات سیاستی، از جمله اصلاح یارانه‌ها، تقویت زیرساخت‌ها، افزایش آگاهی عمومی، و همکاری بین‌المللی، راهکارهایی برای هم‌راستایی با دیدگاه 1404 و اهداف توسعه پایدار (SDGs) ارائه می‌دهد [6, هدف 7; 7, بند 3.2]. تحلیل‌ها بر اساس تجربیات جهانی و شرایط محلی ایران تدوین شده‌اند تا چارچوبی عملی برای توسعه تعاونی‌های خورشیدی فراهم کنند. این مقاله بر اهمیت مدل‌های تعاونی در تحقق اهداف اقلیمی و اقتصادی تأکید دارد و خواستار اقدام هماهنگ دولت، جوامع محلی، و شرکای بین‌المللی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مزیتها و ظرفیت های تعاونی‌ها در توسعه مشاغل نوظهور و ارایه توصیه‌های سیاستی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_226493.html</link>
      <description>در عصر حاضر با توجه به تحولات سریع فناوری و تغییر نیازهای بازار کار، مشاغل نوظهور به یکی از ارکان مهم اقتصادهای مدرن تبدیل شده‌اند. این پژوهش با بررسی اسنادی و تجربیات پژوهشی موجود، به تحلیل نقش منحصربه‌فرد بخش تعاون در توسعه این مشاغل می‌پردازد. بخش تعاون با ترکیب هوشمندانه سه نوع سرمایه اقتصادی، انسانی و اجتماعی، ظرفیت بی‌نظیری برای ایجاد اشتغال‌های نوین دارد. در این میان، سرمایه اجتماعی به عنوان عامل تسهیل‌گر، امکان بالفعل شدن دو سرمایه دیگر را فراهم می‌سازد. تعاونی‌ها از طریق مکانیزم‌های مختلفی همچون توسعه برنامه‌های آموزشی، تقویت فرهنگ مشارکتی مبتنی بر اصل دموکراسی، ایجاد پیوند مؤثر بین نیروی کار و سرمایه در تعاونی‌های تولیدی، پرورش روحیه نوآوری و تقویت مسئولیت‌پذیری جمعی میان اعضا، می‌توانند بستر مناسبی برای شکل‌گیری مشاغل جدید ایجاد کنند. البته تحقق کامل این پتانسیل مستلزم توجه همزمان به عوامل درونی سازمانی مانند شیوه‌های مدیریت مشارکتی، عوامل بیرونی مانند شبکه‌های حمایتی و همچنین الزامات ساختاری از جمله به‌روزرسانی قوانین کار است. این امر نیازمند طراحی و اجرای سیاست‌های هوشمندانه در سطوح مختلف کلان، میانی و خرد می‌باشد. یافته‌ها حاکی از آن است که تعاونی‌ها با بهره‌گیری از مزیت‌های ذاتی خود در ترکیب سرمایه‌های مختلف و اتخاذ رویکردهای مشارکتی، نه تنها قادر به پاسخگویی به نیازهای شغلی عصر حاضر هستند، بلکه می‌توانند الگویی پایدار و انعطاف‌پذیر برای چالش‌های اشتغال در اقتصادهای پیشرفته ارائه دهند. این پژوهش نشان می‌دهد بخش تعاون با تکیه بر اصول خود می‌تواند به عنوان موتور محرکه‌ای برای ایجاد مشاغل نوظهور عمل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین سبک زندگی دختران جوان شهرتهران در اینستاگرام</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_226494.html</link>
      <description>رویکرد روش شناختی این پژوهَش ترکیبی و از نوع روش متوالی بوده است. تعداد نمونه در بخش کیفی 24 نفر از دختران جوان شهر تهران بودند . جهت داده کاوی از روش کدگذاری نظری استفاده شد که دست‌یابی به مقولات اصلی و فرعی جهت تنظیم مدل نظری مدنظر است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که پدیده محوری سبک زندگی است که مبتنی بر شرایط علّی، شرایط زمینه‌ای، شرایط مداخله کننده و راهبردها به‌ دست آمده است. بنابر یافته‌های پژوهش حاضر ده مقولۀ اصلی چگونگی مصرف اینستاگرام، سیّالیّت مصرف، مصرف نمایشی، فردگرایی، تغییر ذائقه، لذت پرستی مجازی، مدیریت بدن، هویت یابی سیّال در اینستاگرام، مدیریت بدن و تمایل به بلاگری تکمیل‌کننده زنجیره مدل پارادایمی پژوهش هستند.همچنین در بخش روش کمّی از نوع پیمایش، فنون داده‌یابی با استفاده از پرسشنامه برآمده از مدل نظری گرندد تئوری تنظیم شده است و تعداد نمونه 320 نفر از دختران جوان شهر تهران بودند یافته‌های پژوهش حاضر در تایید نتایج بخش کیفی می باشد .</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و نقش شرکت‌های تعاونی در تحول آینده کار</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_227077.html</link>
      <description>در این مقاله پژوهشی بررسی می‌شود که چگونه هوش مصنوعی با تحولات سریع و اساسی در بازار کار هم‌گام شده و شرکت‌های تعاونی می‌توانند به عنوان ابزاری موثر در مدیریت این تغییرات عمل کنند. در ابتدا، این مقاله روند تحول شغل‌ها و ساختارهای کاری در عصر فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، را مرور می‌کند و به تشریح مزایا، معایب و چالش‌های ناشی از این نوآوری می‌پردازد. سپس، مدل‌های تعاونی به عنوان سازه‌ای انعطاف‌پذیر برای پشتیبانی از نیروهای کاری و ایجاد هم‌افزایی با فناوری‌های هوشمند مورد بررسی قرار می‌گیرند. با تحلیل دقیق مطالعات موردی و بررسی تجربیات عملی در چندین نمونه موفق، نشان داده می‌شود که شرکت‌های تعاونی می‌توانند نقشی محوری و کلیدی در ایجاد تعادل بین بهره‌وری فناوری اطلاعات و عدالت اجتماعی ایفا کنند. همچنین نتایج حاکی از آن است که همگام‌سازی هوش مصنوعی با استراتژی‌های مدیریتی در قالب شرکت‌های تعاونی، راهگشای ایجاد مشاغل پایدار و ارتقاء کیفیت کار در سطوح مختلف اقتصادی خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی عملکرد و راهبردهای فرهنگی برنامۀ آموزشی دروس معارف اسلامی در دانشگاه های ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_227307.html</link>
      <description>هدف از این مطالعه، ارزیابی عملکرد و ارائۀ راهبردهای فرهنگی برنامۀ آموزشی دروس معارف اسلامی در دانشگاههای ایران میباشد. روش تحقیق به صورت ترکیبی با استفاده از رویکرد کمی با جامعۀ آماری متشکل از دانشجویان سراسر کشور و با حجم نمونه 2060 نفر و همچنین رویکرد کیفی با جامعۀ هدف شامل اساتید دروس معارف اسلامی کشور که با نمونه 100 نفر به صورت مصاحبه با در نظرگرفتن اشباع نظری با روش تحلیل محتوا و تکنیک دلفی انجام گرفت. یافتهها نشان از میانگین مطلوبیت ارزیابی دانشجویان از کلیۀ دروس معارف اسلامی برابر با 45.60 (در بازۀ صفر تا 100) بود که نشانۀ ارزیابی متوسط آن هاست. نقاط ضعف این دروس از منظر برخی از دانشجویان عبارت بودند از: کلاسهای خشک، عدم  انطباق بین اساتید و محتوای کتابها با نیازهای جامعه دانشگاهی و عدم مطلوبیت روش تدریس و آنچه در بیانات اساتید نیز در این باره یافت شد در سه عامل مستقیم، واسطه و زمینه ای جای گرفتند. پیامدهای مثبتی که این دروس از منظر اساتید و دانشجویان میتواند به همراه داشته باشد نیز شامل افزایش سرمایۀ فرهنگی، تقویت دینداری و کمک به شناخت بهتر دین و تاریخ اسلام بود. آنچه از نظرات دانشجویان و اساتید برای راهبردهای ارتقای اثربخشی نیز بدست آمد در 4 عامل سازمانی، راهبردی، تسهیل کننده و مرتبط با نظام آموزشی دریافت شد. نتیجه ای که به دست آمد حاکی از درهم تنیدگی عوامل زمینه ای، ساختاری و رفتاری در جهت اثربخشی این دروس بود و با راهبردهایی که این تحقیق ارائه داده، درصدد حل این مسایل میباشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی رویکردهای نوظهور در ارزشیابی و طبقه بندی مشاغل</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_227450.html</link>
      <description>در عصر حاضر، نیروهای تحول‌آفرین اجتماعی، اقتصادی و فناوری بیش از هر زمان دیگری، ساختارهای سنتی و ایستای حاکم بر نظام‌های سازمانی را به چالش کشیده‌اند. به‌ویژه در زمینه ارزشیابی و طبقه‌بندی مشاغل، الگوهای خطی و مکانیکی گذشته با توجه به نیروهای داخلی و خارجی موثر، با تحولات بنیادین مواجه شده‌اند. با شکل‌گیری الگوهای نوین تولید در اقتصاد فراصنعتی، نظام‌های پیشین تحلیل شغل و ارزش‌گذاری کار نیز نیازمند بازاندیشی و بازتعریف می باشند. در این میان، سیاست‌گذاران روابط کار کشور به ‌منظور عمل به تکالیف قانونی مندرج در قانون کار، در پی رصد و پیش‌بینی این تغییرات به منظور طراحی مناسب مقررات مرتبط هستند. نظام روابط کارگری و کارفرمایی به دلیل پیچیدگی و پویایی روزافزون، نیازمند آینده‌پژوهی و طراحی سیاست‌های منعطف برای مواجهه با روندهای نوظهور این حوزه است. این پژوهش با هدف شناسایی رویکردهای نوظهور در حوزه ارزشیابی و طبقه‌بندی مشاغل انجام شده و از روش دلفی بهره گرفته است. در گام نخست، با مرور ادبیات نظری، محورهای کلیدی استخراج شد. سپس، در سه مرحله متوالی، پرسشنامه‌ها به هشت نفر از متخصصان حوزه طبقه‌بندی مشاغل ارسال و نظرات آنان تحلیل و در طی فرآیند مربوطه، اجماع نظری لازم حاصل گردید. نتایج اقدامات به شناسایی پنج مؤلفه نوظهور قابل توجه برای سیاست گذاران حوزه روابط کار، مشتمل بر اخلاق‌گرایی، چالش‌پذیری، نوپردازی، مستندسازی و انگیزه‌بخشی منجر گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بیمه اجتماعی شاغلان اقتصاد پلتفرمی: چالش‌ها، راهکارها و تجربه‌های بین‌المللی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_227634.html</link>
      <description>اقتصاد پلتفرمی با گسترش فرصت‌های شغلی نوین، چالش‌هایی در زمینه بیمه اجتماعی شاغلان این بخش ایجاد کرده است. این مقاله با تمرکز بر رانندگان پلتفرم‌های حمل‌ونقل آنلاین در ایران و کشورهای منتخب، به بررسی موانع دسترسی این گروه به حمایت‌های اجتماعی و بیمه‌ای می‌پردازد. پژوهش حاضر با رویکردی میان‌رشته‌ای در تقاطع اقتصاد دیجیتال، حقوق اجتماعی و سیاست‌گذاری عمومی و با بهره‌گیری از روش تطبیقی-کیفی و تحلیل مضمون مصاحبه با ذی‌نفعان انجام شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد طبقه‌بندی شاغلان پلتفرمی به‌عنوان «خویش‌فرما» موجب محرومیت از مزایایی مانند بیمه بیکاری، درمان و بازنشستگی شده است. در ایران، قوانین سنتی کار و تأمین اجتماعی(مصوب ۱۳۵۴ و ۱۳۶۹) کارآمدی لازم برای پوشش این نوع اشتغال را ندارند. مطالعه تطبیقی تجارب کشورهایی مانند اسپانیا، بلژیک و کره جنوبی نیز نقش تعیین‌کننده اصلاحات قانونی، تعریف مجدد رابطه استخدامی و مشارکت مالی پلتفرم‌ها در بهبود وضعیت بیمه‌ای را نشان می‌دهد. در ایران، گرچه بند «چ» ماده ۲۸ قانون برنامه هفتم توسعه، گامی اولیه برای به‌رسمیت شناختن حقوق بیمه‌ای کارگران پلتفرمی است، اما ضعف ضمانت اجرا اثربخشی آن را محدود ساخته است. پیشنهادهای سیاستی مقاله شامل ایجاد نظام بیمه‌ای ترکیبی (اجباری و اختیاری)، تشکیل صندوق مشترک تأمین اجتماعی، الزام پلتفرم‌ها به شفافیت داده‌ها و تدوین استانداردهای حداقل دستمزد است. این راهکارها با الهام از مدل‌های موفق جهانی و با هدف توازن بین انعطاف‌پذیری اشتغال پلتفرمی و عدالت اجتماعی طراحی شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>وضعیت نظام بانکداری ایران در سرمایه گذاری در تولید؛ چالشها و راهکارها</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_227717.html</link>
      <description>این مقاله به واکاوی عمیق چالش‌های نهادی، ساختاری و عملکردی نظام بانکی ایران در ایفای نقش خود در تأمین مالی بخش‌های مولد اقتصاد کشور می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که با وجود سهم بالا و نقش گسترده نظام بانکی در نظام مالی کشور، این نهادها نتوانسته‌اند در مسیر حمایت از تولید و سرمایه‌گذاری بلندمدت عملکرد مناسبی داشته باشند. به‌جای ایفای نقش توسعه‌ای، بانک‌ها درگیر فعالیت‌های سوداگرانه، بنگاه‌داری مستقیم، اعطای تسهیلات رانتی و کوتاه‌مدت شده‌اند. این وضعیت، به‌دلیل ضعف در حکمرانی شرکتی، نبود شفافیت، ناکارآمدی سازوکارهای اعتبارسنجی، و فشارهای دولتی برای پرداخت تسهیلات تکلیفی، تشدید شده است. در کنار این عوامل، نرخ سود نامتناسب با بازده پروژه‌های تولیدی، مطالبات معوق بالا، و عدم تفکیک مناسب وظایف نظارتی و اجرایی نیز به کاهش اعتماد فعالان اقتصادی و تضعیف انگیزه تولیدکنندگان برای تعامل با نظام بانکی انجامیده است.
این مطالعه با بهره‌گیری از روش تحلیل اسنادی و مطالعات تطبیقی، به بررسی الگوهای موفق بانکداری توسعه‌ای در کشورهایی مانند کره‌جنوبی، آلمان، چین و هند می‌پردازد و از دل این تجربیات، مجموعه‌ای از راهکارهای کاربردی برای اصلاح ساختاری بانک‌های ایرانی استخراج می‌کند. این راهکارها شامل اصلاح قوانین بانکی، ارتقای استقلال عملیاتی بانک‌ها، واگذاری دارایی‌های غیرمرتبط، تعدیل نرخ سود، طراحی ابزارهای مالی بلندمدت، ایجاد بانک‌های توسعه‌ای تخصصی و منطقه‌ای، و افزایش نظارت و شفافیت عملکرد بانک‌ها هستند. در نهایت، مقاله تأکید می‌کند که گذار از یک نظام مالی مالی‌زده به سمت نظامی تولیدمحور، مستلزم اراده سیاسی، سیاست‌گذاری هماهنگ و نهادسازی هوشمندانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه الگوی راهبردی حکمرانی سایبری مبتنی بر حوزه های سیاسی و اجتماعی ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_227994.html</link>
      <description>پیشرفت فناوری‌های سایبری و ظهور تهدیدهای نوین، فضای حکمرانی سنتی را دچار تغییرات بنیادین کرده است.. با توجه به چالش‌ها و فرصت‌های فضای مجازی در کشور و نقش آن در تحولات اجتماعی، امنیتی و سیاسی، این پژوهش در پی تدوین الگویی بومی و کارآمد برای حکمرانی سایبری است .روش تحقیق حاضر به ‌صورت کیفی انجام شده است . جمعیت مورد مطالعه شامل متخصصان حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات در تهران است و نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی انجام شده که دراین راستا با ۱۵ نفر مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام پذیرفت و داده‌ها با روش نظریه داده‌بنیاد تحلیل و مفاهیم و مقولات کلیدی استخراج گردید. یافته‌های کیفی نشان داد که مدل مطلوب حکمرانی سایبری در ایران باید بومی‌سازی‌شده، تلفیقی و سازگار با ارزش‌های فرهنگی و سیاسی کشور باشد. مشارکت فعال نهادهای داخلی، هماهنگی نهادی، تدوین قوانین متناسب، تقویت زیرساخت‌ها، توجه به دیپلماسی سایبری و مقابله با چالش‌های فرهنگی نظیر بی‌اعتمادی عمومی، از جمله عوامل کلیدی در طراحی این مدل معرفی شدند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین چارچوب ارزیابی و سنجش سواد و مهارت دیجیتال بر اساس سنجه های منتخب از شاخص‌های بین المللی ICT</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_228365.html</link>
      <description>با توجه ‌به نقش اساسی سواد و مهارت دیجیتال در حوزه ارتباطات و سواد رسانه، طرح های پایش و تقویت مهارت‌های دیجیتال به یکی از اصلی ترین دغدغه‌های سیاست‌گذاران تبدیل شده است. از طرفی روند فزاینده شکاف دیجیتال در حوزه‌های سواد و مهارت دیجیتال  و اثرات آن بر روی زیست اجتماعی  شهروندان، نیاز به سیاست‌گذاری مبتنی‌بر نتایج و شواهد را بیش‌ازپیش ضروری ساخته؛ بنابراین، تدوین چارچوب‌هایی برای پایش و ارزیابی مستمر وضعیت سطح سواد و مهارت‌های دیجیتال، از اهمیت بالایی برخوردار گشته است. در مقالۀ حاضر تلاش شده است تا با تمرکز بر سنجه های سواد و مهارت دیجیتال معرفی شده در شاخص‌های بین المللی، یک دسته‌بندی منسجم و یکپارچه از این سنجه ها ارائه شود. در چارچوب ارائه شده، سنجه‌های 73 گانه که از شاخص‌های بین‌المللی استخراج شده اند در 9 گروه از سنجه‌های مهارتی شامل: مهارت‌های کاربردی، زیرساخت مهارت، مهارت نوآوری، آموزش‌های کاربردی، حکمرانی مهارت، نیازسنجی مهارت، فراگیری در تحصیلات، کیفیت تحصیلات عالی و همچنین کمیت تحصیلات عالی خوشه‌بندی ‌شده و نهایتاً در ذیل سه حوزه کلان آموزش، حکمرانی و کاربرد مقوله‌بندی گردیده اند. چارچوب ارائه شده می‌تواند با یکپارچه‌سازی سنجه‌های مرتبط با سواد و مهارت دیجیتال به سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان در حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی خصوصاً ارتباطات و فناوری اطلاعات در شناخت و تفکیک سرفصل‌های برنامه‌ و پایش یاری برساند  و با بررسی عملکرد دستگاه‌ها و سازمان‌های ذی‌ربط، میزان موفقیت آنها را در راهبردها و اقدامات انجام شده مورد ارزشیابی قرار دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی و کسب‌وکار بر توانمندسازی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزیستی شهر یزد</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_229500.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی و کسب‌وکار بر توانمندسازی زنان سرپرست خانواده تحت پوشش بهزیستی شهر یزد بود. بدین منظور40 نفر از زنان تحت پوشش بهزیستی استان یزد به‌صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به ‌صورت تصادفی به دو گروه 20 نفری آزمایش و گواه تقسیم شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه جمعیت شناختی و پرسشنامه وضعیت توانمندی زنان سرپرست خانواده بهزیستی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد با حذف اثر پیش‌آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین برآورد شده نمرات توانمندی آزمودنی‌های گروه آزمایش و گواه وجود دارد (P= 0.04) و نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد 6/54 درصد از تغییرات نمرات پس آزمون تحت تاثیر مداخله (آموزش مهارت‌های زندگی و کسب‌وکار)  بوده است. بنابراین می‌توان گفت که  آموزش مهارت‌های زندگی و کسب‌وکار می‌توانند به افزایش توانمندی زنان تحت پوشش بهزیستی کمک نماید و می‌توان از این مداخله به‌عنوان روشی سودمند در جهت توانمندسازی زنان سرپرست خانوار استفاده کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های حقوقی و قانونی مشاغل پلتفرمی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_229765.html</link>
      <description>با گسترش فناوری‌های دیجیتال و ظهور اقتصاد پلتفرمی، شکل جدیدی از اشتغال موسوم به مشاغل پلتفرمی  یا کار پلتفرمی پدید آمده است. این نوع اشتغال که عمدتاً از طریق اپلیکیشن‌ها و پلتفرم‌های دیجیتال سازماندهی می‌شود، چارچوب‌های سنتی روابط کار را به چالش کشیده و موجب بروز مسائل حقوقی و قانونی جدیدی در حوزه حقوق کار، تأمین اجتماعی، حمایت‌های قانونی و مسئولیت‌های مدنی شده است.در مشاغل پلتفرمی، افراد به صورت مستقل یا نیمه‌مستقل خدماتی مانند حمل‌ونقل، ارسال کالا، خدمات منزل، آموزش یا مشاوره ارائه می‌دهند، بی‌آنکه تحت پوشش قراردادهای سنتی کار قرار گیرند. این وضعیت موجب شده تا بسیاری از کارگران پلتفرمی از حمایت‌های معمول قانونی مانند بیمه، بازنشستگی، مرخصی استحقاقی، یا حداقل دستمزد بی‌بهره بوده و وضعیت حقوقی پلتفرم‌ها نیز مبهم باشد. در این راستا سوالی که مطرح می باشد آن است که؛ «چالش‌های حقوقی و قانونی در زمینه تعریف رابطه کاری، حمایت‌های قانونی، مسئولیت مدنی و مقررات‌گذاری بر مشاغل پلتفرمی در نظام حقوقی ایران و نظام‌های تطبیقی چیست؟» در این مقاله با روش، تحلیلی – توصیفی و بر مبنای مطالعه اسناد حقوقی، قوانین داخلی و خارجی، رویه قضایی و گزارش‌های بین‌المللی مرتبط با اقتصاد پلتفرمی تنظیم شده، بیان می گردد که نظام حقوقی ایران تاکنون نتوانسته است پاسخ جامع و مناسبی به چالش های ناشی از مشاغل پلتفرمی بدهد و خلاهای تقنینی و نهادی متعددی در این حوزه وجود دارد و جهت اصلاح ساختار قانونی و تدوین مقررات خاص ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نظام‌مند مدل‌های مهارت‌آموزی دیجیتال: تطبیق‌پذیری، پایداری و چارچوبی برای بازار کار آینده ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_230552.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل نظام‌مند مدل‌های مهارت‌آموزی دیجیتال، تدوین چارچوبی برای تطبیق‌پذیری، پایداری، و آماده‌سازی نیروی کار ایران برای بازار کار آینده انجام شد. با روش تحلیل سیستماتیک، 87 منبع در بازه 2014-2024 از پایگاه‌های معتبر (Scopus، Web of Science، Google Scholar، SID) و گزارش‌های جهانی (یونسکو، OECD) بررسی و با رویکردهای کیفی (کدگذاری مضامین) و کمّی (جداول مقایسه‌ای) تحلیل شدند. چارچوب نظری بر اقتصاد دیجیتال، حکمرانی دیجیتال و مهارت آموزی دیجیتال استوار بود. یافته‌ها نشان داد که اقتصاد دیجیتال ایران با رشد 65% مشاغل فناوری اطلاعات تا 1409، تقاضا برای مهارت‌های پیشرفته (بلاکچین، هوش مصنوعی) را افزایش داده، اما نرخ مهارت دیجیتال پایه (40%)، شکاف مهارتی (70% در برنامه‌نویسی)، و آفلاین بودن 20.4% جمعیت، چالش‌های کلیدی‌اند. و این حوزه نیازمند سیاست‌گذاری منسجم تری است. چارچوب مفهومی، اقتصاد دیجیتال را محرک، و حکمرانی دیجیتال را هدایتگر آموزش معرفی کرد. الگوبرداری از مدل‌های موفق جهانی و بومی‌سازی آن‌ها برای تطابق با نیازهای ایران توصیه شد. پیشنهادات، شامل راه‌اندازی پلتفرم‌های ملی مهارت‌آموزی و مهارت‌سنجی، تدوین مدل ملی شایستگی دیجیتال، و توسعه الگوی تأمین مالی (صندوق مشترک دولت-صنعت) است. در پایان پیشنهاداتی نیز برای مطالعات آینده ارایه گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعیین ابعاد ارزش ادراک‌شده برای تقویت تمایل به استفاده از رسانه‌های اجتماعی ملی در ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_231432.html</link>
      <description>در این پژوهش سعی شده است ابعاد ارزش کل ادراک‌شده در کاربران سیستم‌های شبکه‌های اجتماعی بومی تعیین شوند. عناصری که تمایل به طرفداری از خدمات خاص شبکه اجتماعی را تقویت می‌کنند. مدل مورد استفاده در این مطالعه مبتنی بر جنبه‌های اجتماعی، فایده‌گرایانه، لذت‌گرایانه، مالی و زیبایی‌شناختی است. داده‌ها از ۱۶۵ کاربر شبکه‌های اجتماعی در ایران جمع‌آوری شدند. در این مطالعه، داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی تجزیه‌وتحلیل شده‌اند. بر اساس نتایج، تمام فرضیه‌های ترسیم رابطه بین پیشینه‌ها و سازه مرتبه دوم ارزش ادراک‌شده تأیید می‌شوند، به‌طوری‌که جنبه لذت‌گرایانه یا احساس‌گرایانه ارزش ادراک‌شده بیشترین نقش را در شکل‌گیری ارزش کل ادراک‌شده در رسانه‌های شبکه اجتماعی داشت، درحالی‌که جنبه سهولت استفاده از جنبه فایده‌گرایانه کمترین سهم را در تعیین ارزش کل ادراک‌شده دارد. علاوه بر این، جنبه برجسته تجربه زیبایی‌شناختی در مطالعه حاضر بررسی شده است و نشان داده است که تأثیر قابل‌توجهی در توسعه ارزش کل ادراک‌شده دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامدهای تحول توازن قوای جهانی بر روند صلح و امنیت در خاور میانه در عصر جهانی شدن</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_231878.html</link>
      <description>در گذار محیط بین‌المللی از نظام دوقطبی منعطف (1945-1990م) موضوع همپایگی استراتژیکی با چالش-های اساسی در روابط بین‌الملل مواجه گردید. موازنه قدرت سنتی که در قرن 18- 19 برای اروپا با اتمسفر حاکم تعریف شده بود؛ در قرن بیستم به صورت رقابت‌های تسلیحاتی و سخت‌افزاری توسط دو ابرقدرت امریکا و شوروی تعریف گردید. با توجه به دگرگونی نظام دوقطبی و تحول بنیادین در ساختار قواعد بازی بین‌المللی و مناسبات روابط بین‌الملل از سال‌های 1990 بحران مرجعیت اقتدار، فاکتور اساسی که به سرگشتگی قدرت سخت در همسان‌سازی‌های استراتژیک در جهان و مناطق افزوده گشت همانا فرآیند جهانی شدن می‌باشد. جهانی شدن اطلاعات و ارتباطات به شفاف‌ترسازی قدرت، افزایش مطالبات و پاسخگویی قدرت‌های فراملی، فروملی و ساختارهای جانبی منجر گردید. دنیا در قرن بیست و یکم با واگرایی در تمامی حوزه‌های قدرت مواجه گردیده و این امر به بحران‌های درون ساختاری واحدهای سیاسی مناطق از جمله خاورمیانه رهنمون گردید. شرایط حاکم بر قرن بیست و یکم نگرش مفاهیم قدرت را در تمامی عرصه‌ها دگرگون کرد. این تحقیق یک مطالعه کتابخانه ای مبتنی بر بررسی منابع و مقالات و رویداد های مهم بین المللی است که با ابزار فیش برداری و در برخی موارد با مصاحبه با کارشناسان خبره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است .</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های ساختاری و راهکارهای سیاستی برای انتقال به اقتصاد رسمی مبتنی بر عدالت اجتماعی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_233255.html</link>
      <description>اقتصاد غیررسمی در ایران با سهم قابل‌توجهی از نیروی کار و تولید ناخالص داخلی، چالش‌های عمیقی برای امنیت شغلی، بهره‌وری و به‌ویژه عدالت اجتماعی ایجاد می‌کند. این مقاله با رویکردی میان‌رشته‌ای، به بررسی ساختار و پیامدهای اقتصاد غیررسمی در ایران می‌پردازد و راهکارهای سیاستی جامعی را برای گذار به اقتصاد رسمی مبتنی بر عدالت اجتماعی ارائه می‌دهد. روش‌شناسی این پژوهش ترکیبی از تحلیل داده‌های ثانویه از گزارش‌های معتبر داخلی و بین‌المللی (مانند سازمان بین‌المللی کار) و مرور جامع ادبیات علمی (۲۰۱۸-۲۰۲۴) در حوزه‌های اقتصاد، جامعه‌شناسی کار و سیاست‌گذاری اجتماعی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که موانع اصلی رسمی‌سازی شامل هزینه‌های بالای بیمه، پیچیدگی‌های اداری، ضعف نظارت و دسترسی ناکافی به آموزش‌های مهارتی است. تحلیل تطبیقی تجربیات موفق جهانی از برزیل و ترکیه، اهمیت مشوق‌های مالی هدفمند، طرح‌های بیمه ارزان‌قیمت و برنامه‌های توانمندسازی مهارتی را برجسته می‌سازد. این مقاله با ارائه یک چارچوب سیاستی یکپارچه که بر تقویت سه‌جانبه‌گرایی و نقش نهادهای کارگری، کارفرمایی و تعاونی‌ها تأکید دارد، به سیاست‌گذاران ایرانی کمک می‌کند تا ضمن افزایش نرخ رسمی‌سازی، به توسعه پایدار و تحقق عدالت اجتماعی دست یابند. نوآوری این مقاله در تبیین ابعاد چندگانه اقتصاد غیررسمی و ارائه مدلی کاربردی برای گذار عادلانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی چالش‌های کار شایسته در بین افراد دارای معلولیت و ارائه راهکارهای سیاستی (پژوهشی کیفی در بین خبرگان) (پژوهشی کیفی در بین خبرگان)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_233256.html</link>
      <description>امروزه کار صرفاً دستیابی به درآمد و فعالیت در یک حوزه اقتصادی خاص نیست، بلکه کار شایسته مدنظر است که کرامت و شان افراد را مدنظر قرار می‌دهد. یکی از گروههای اجتماعی نیازمند کار، افراد دارای معلولیت هستند که تامین کار شایسته برای آنها به یک امر مهم تبدیل شده است. از این‌رو، پژوهش حاضر با هدف مطالعه چالش‌های کار شایسته برای افراد دارای معلولیت و ارائه راهکارهای سیاستی انجام گرفته است. جامعه مورد مطالعه خبرگان دانشگاهی، مدیران، کارشناسان و فعالان این حوزه بودند. نمونه‌گیری به صورت هدفمند در بین 27 نفر از این خبرگان انجام گرفت. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد. معیار توقف مصاحبه‌ها اشباع اطلاعاتی بود که در ادامه داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون کدگذاری و مضامین استخراج شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که چالش‌های کار شایسته در بین افراد دارای معلولیت به «شکاف سیاستی و قانونی، توانمندسازی نهادی، جبران و بیمه، پراکندگی معنایی و مفهومی، انطباق‌سازی شغلی، خودپنداره فرودست و خلق محتواهای نیازمحور» برمی‌گردد. راهکارهای سیاستی نشان می‌هد که به منظور رفع این چالش‌ها باید از طریق «سهمیه‌بندی کار، تقویت ایده نوآوری اجتماعی افراد دارای معلولیت، انسجام‌بخشی معنایی و مفهومی به کار شایسته، ایجاد همگرایی بین ادبیات دانشگاهی و نهادی، ایجاد سنجش‌های روش‌شناختی بومی در جهت فهم کار شایسته افراد دارای معلولیت بر اساس الزامات بومی و داخلی» اقدام کرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعاونی‌های کارگر مالک، راهبردی برای گسترش مردم‌سالاری اقتصادی و انتقال بخش غیررسمی اقتصاد ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_233264.html</link>
      <description>در بین ابتکارات و روش‌های دستیابی به مردم‌سالاری اقتصادی، تعاونی‌های کارگر-مالک، عمیق‌ترین سطح مشارکت را برای کارکنان فراهم می‌سازند. تعاونی‌های کارگر-مالک، نقش بسزایی در سازماندهی جمعی شاغلین بخش غیررسمی و تحقق اهداف کار شایسته دارند. این نوع تعاونی‌ها، پاسخی به تغییرات جهان کار و سازوکاری برای رسمی سازی انواع مشاغل غیراستاندارد، پاره‌وقت، خوداشتغالی و بدیلی برای پیمانکاران و دیگر اشکال تحریف‌شده برون‌سپاری می‌باشند. بااین‌حال، دستیابی به این هدف مستلزم گسترش دامنه شمول قانون کار، بازنگری در مفهوم کارگر، کارفرما و کار تابع و تعهد و التزام عملی تعاونی‌ها، به اهداف کار شایسته است. در غیر این صورت، این نوع تعاونی‌ها، به‌جای سازماندهی کار و حمایت از شاغلین غیررسمی، به تهدیدی علیه کارگران رسمی تبدیل می‌شوند. در حال حاضر، شناخت دقیقی از تعاونی‌های کارگر- مالک و ساختار حکمرانی آن‌ها در قوانین و نظام حقوقی ایران وجود ندارد. تنها در سند توسعه بخش تعاون (1392) و اصلاحیه (1401) از واژه تعاونی‌های کار استفاده‌شده است، بی‌آنکه ویژگی‌ها و نحوه عملکرد و حکمرانی آن‌ها مشخص‌شده باشد. از دیگر نکات مبهم و مغفول در نظام حقوقی ایران، شمول یا عدم شمول حمایت‌های قانون کار از افراد شاغل در این نوع تعاونی‌ها می‌باشد. در این مقاله از روش توصیفی–تحلیلی، به‌منظور نشان دادن چالش‌ها و فرصت‌های موجود در این زمینه استفاده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>همایش ملی کار</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_233284.html</link>
      <description>روش تامین مالی جمعی (کراودفاندینگ) به‌عنوان شیوه ای نوین برای جذب سرمایه‌های خرد، نقش والایی در توسعه پایدار و ایجاد اشتغال دارد. این پژوهش با نگاهی به مدل‌های موفق جهانی مانند گرامین بانک، کیک‌استارتر و M-KOPA، به تحلیل فرصت‌ها و موانع کراودفاندینگ در ایران می‌پردازد. ایران با تابش خورشیدی بالا ، نیروی انسانی جوان و تعاونی‌های محلی، بستر مناسبی برای این روش دارد [27,30]. با این حال، موانع قانونی، فرهنگی، اقتصادی و زیرساختی مانع پیشرفت هستند [11]. فرابورس با دستورالعملی، پلتفرم‌های بومی را تحت نظارت قرار داده که سرمایه‌های قابل‌توجهی برای پروژه‌های نوآورانه جمع‌آوری کرده‌اند [34]. این پژوهش با روش تحلیل مقایسه‌ای، مدل‌های موفق را با شرایط ایران تطبیق و نشان می‌دهد که الگوبرداری از M-KOPA برای انرژی خورشیدی و SEWA برای توانمندسازی زنان می‌تواند اشتغال و تولید را تقویت کند [14,15]. راهکارهای پیشنهادی شامل تدوین قوانین شفاف مشابه JOBS آمریکا، توسعه پلتفرم‌های دیجیتال بومی، آموزش عمومی، ادغام تعاونی‌ها و مشوق‌های مالیاتی است [17]. با رفع موانع، کراودفاندینگ می‌تواند به کاهش فقر، گسترش انرژی‌های تجدیدپذیر و توسعه پایدار در ایران کمک کند، به‌ویژه در مناطق روستایی با پتانسیل بالای تعاونی‌ها و انرژی خورشیدی [4,32].</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحولات روابط کار در عصر دیجیتال: بررسی روندها، چالشها و فرصتها</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_233285.html</link>
      <description>چکیده
در عصر دیجیتال، ظهور فناوریهای نوین و تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات زمینه ساز تغییرات اساسی در روابط کار شده است. این مقاله به برر سی تحولات روابط کار در عصر دیجیتال پرداخته و روندها، چالشها و فر صتهای نا شی از آنها را تحلیل می کند. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی ابعاد مختلف تغییر در روابط کار، بررسی تأثیر فناوریهای دیجیتال بر ساختار سازمانی و تعاملات میان کارفرما و کارمند و همچنین ارائه توصیه های سیاستی برای مدیریت بهینه این تغییرات می باشد. در این پژوهش از روش ترکیبی (کمی و کیفی) استفاده شده است؛ داده های اولیه با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شده و داده های ثانویه از منابع معتبر داخلی و بین المللی استخراج گردیده اند. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فناوریهای دیجیتال علاوه بر تسهیل ارتباطات و افزایش بهره وری، منجر به ایجاد چالشهای مدیریتی، حقوقی و فرهنگی در سازمانها شده است. توصیه های سیاستی ارائه شده در این مقاله بر لزوم تطبیق چارچوبهای قانونی، ارتقاء مهارتهای دیجیتالی نیروی کار و توسعه مدلهای نوین مدیریت مبتنی بر فناوری تأکید دارد.
واژگان کلیدی: روابط کار، عصر دیجیتال، فناوری اطلاعات، تغییر سازمانی، مدیریت نوین</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل مسئولیت فرهنگی در صنعت خودرو سازی (مورد مطالعه: شرکت همراه خودرو سایپا)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_234022.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی مدل مسئولیت فرهنگی در شرکت همراه خودرو سایپا با رویکرد داده بنیاد انجام شد. این ﭘﮋوﻫﺶ از نظر استراتژی کیفی متوالی و اکتشافی است که نمونه آماری در بخش کیفی شامل تمام صاحب ‌نظران دانشگاهی و خبرگان حوزه مدیریت فرهنگی که برابر 20 نفر بودند. ابزار تحقیق شامل برگه‌های کدگذاری محقق ساخته بود که روایی آن توسط اعضای گروه دلفی تأیید و پایایی آن با معیار پی اسکات 95/0 محاسبه شد. یافته‌های تحقیق نشان داد که عوامل مرتبط با مدل مسئولیت فرهنگی در شرکت همراه خودرو سایپا با رویکرد داده بنیاد، در قالب 15 مقوله و 84 کد مفهومی مشخص شد و در ابعاد 5 گانه مدل پارادایمی به صورت شرایط علّی (3 مقوله)، راهبردها (3 مقوله)، شرایط زمینه-ای (2 مقوله)، ‌شرایط مداخله‌گر یا میانجی (3 مقوله) و پیامدها (2 مقوله) جای گرفتند. اگر سایپا موفق به نهادینه‌سازی الگوی مسئولیت فرهنگی، در سطح کلان و عملیاتی شود، این الگو قابل تعمیم برای سایر صنایع بزرگ کشور بوده و می تواند هم رضایت عمومی و هم اعتماد اجتماعی را تقویت نماید و هم به توسعه صنعتی همراه با هویت و ارزش‌های بومی یاری ‌رساند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین الگوی راهبردی حکمرانی سایبری ،مبتنی بر حوزه های سیاسی و اجتماعی (مورد مطالعه: خبرگان فضای سایبری شهر تهران)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_234691.html</link>
      <description>این پژوهش در پی تدوین الگویی بومی برای حکمرانی سایبری است که با توجه به ساختارها، ارزش‌ها و شرایط بومی ایران طراحی شده باشد. روش تحقیق حاضر به ‌صورت ترکیبی انجام شده است . در بخش کیفی، جمعیت مورد مطالعه شامل متخصصان حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات در تهران است که با ۱۵ نفر مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام پذیرفت و داده‌ها با نظریه داده‌بنیاد تحلیل گردید. در بخش کمی نیز پرسشنامه بین ۳۹۳ نفرتوزیع و تحلیل داده‌ها با نرم افزار SPSS 26 و با روش پیمایشی انجام شد.یافته‌های کیفی نشان داد که الگوی مطلوب حکمرانی سایبری در ایران باید بومی‌سازی‌شده و سازگار با ارزش‌های فرهنگی و سیاسی کشور باشد. مشارکت فعال نهادهای داخلی، هماهنگی نهادی، تدوین قوانین متناسب، تقویت زیرساخت‌ها، توجه به دیپلماسی سایبری و مقابله با چالش‌های فرهنگی نظیر بی‌اعتمادی عمومی، از جمله عوامل کلیدی در طراحی این الگو معرفی شدند. یافته‌های کمی نیز نشان داد بین متغیرهای سیاست‌گذاری دولت (0.68 r=)، شفافیت اطلاعاتی (0.۶۱ r=)، اعتماد عمومی (0.۷۳ r=)، قوانین فضای مجازی (0.68 r=) و همکاری‌های بین‌المللی (0.۷۲ r=) با ارتقای حکمرانی سایبری مطلوب، رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد. این نتایج، یافته‌های کیفی را تقویت نمودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اولویت‌بندی عوامل خطر برای همکاری انسان و ربات با استفاده از روش بهترین-بدترین گروهی ساده شده: مقایسه‌ی دیدگاه صنعت و دانشگاه</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_235153.html</link>
      <description>سیستم‌های صنعت 0/4 به طور کلی و سیستم‌های تولیدی پیشرفته مانند ربات‌های مشارکتی، به‌طور خاص، با سطح بالایی از پیچیدگی شناخته می‌شوند که نگرانی‌های ایمنی جدیدی را سبب می‌شود. مهمترین ویژگی این نگرانی‌ها، پیچیدگی و چند بعدی بودن آن‌هاست. این پژوهش قصد دارد عوامل خطر در همکاری انسان و ربات معرفی شده در ادبیات را از دیدگاه صنعتگران و دانشگاهیان اولویت‌بندی کند. از این رو، استفاده از روش بهترین-بدترین گروهی ساده شده (SG-BWM) در دستور کار قرار گرفته است. از مطالعه ادبیات پنج عامل خطر شامل ایمنی و بهداشت شغلی، آماده‌سازی حرفه‌ای، مسائل فیزیکی، مسائل روانی و اعتماد، و مسائل اخلاقی و حقوقی به عنوان مهمترین و جامع‌ترین عوامل خطر در همکاری انسان و ربات در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که عامل ایمنی و بهداشت شغلی (میانگین وزن خبرگان: 305/0) در رتبه اول و مسائل فیزیکی و آماده‌سازی حرفه‌ای (میانگین وزن خبرگان: 0/235 و 0/199) به ترتیب در رتبه‌های دوم و سوم قرار دارند. از نظر اولویت‌بندی عوامل خطر، تفاوتی میان دیدگاه خبرگان دانشگاهی با خبرگان صنعت مشاهده نشد. رویکرد پیشنهادی می‌تواند پایه‌ای قوی برای هدایت توسعه آینده مدل‌های ارزیابی ریسک متنوع برای محیط‌های ربات‌های مشارکتی ارائه دهد و همزیستی ایمن انسان‌ها و ربات‌ها را در عصر صنعت 0/4 تسهیل کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کنشگری گروه‌های گفت‌وگوی کردهای کردستان در دو شبکه اجتماعی واتس‌اپ و ایتا</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_235988.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به بررسی نحوه کنشگری گروه‌های گفتگوی کردهای ایرانی در شبکه های اجتماعی  واتس آپ و ایتا می پردازد. پارادایم پژوهش، تفسیرگرایی و رویکرد آن کیفی است. برای اجرای پژوهش، استراتژی مطالعه موردی و با توجه به روش شناسی مقاله، برای تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.در این پژوهش، کنشگران کرد ساکن کردستان که در شبکه های اجتماعی واتس آپ و ایتا درسال 1403 فعالیت می کنند، انتخاب  شدند. نمونه گیری تا زمانی ادامه داشت که سوالات مورد نظر به اشباع نظری برسد که تعداد آنها 20 نفر بود. روش، مصاحبه با تحلیل مضمون و به کمک نرم افزار MAXQDA مورد تحلیل قرار گرفت .تجزیه و تحلیل اطلاعات آزمون نیز در دو طبقه توصیفی و استنباطى صورت گرفت که عمده ترین نتایج آن بدین قرار است: بر اساس نتایج مشخص شد که کنشگری تماشاگر آنلاین، (کلیکتیویسم، درگیرشدن و واکنش داشتن و اعلان و انتشار) بیشترین حجم فعالیت‌ها و همچنین بیشترین تعداد کاربران را دار ا هستند. هم چنین نتایج نشان داد که  فعالیت‌های مرتبط با  کنشگری اجتماعی از میان دیگر کنشگری ها در بین کردها گستره وسیع تری دارد. از سوی دیگر یافته ها نشان می دهد که این کنشگران از پنج چالش سیاسی و امنیتی ، دیجیتالی، فرهنگ کنشگری،  اقتصادی و ارتباطی رنج می برند و برای معرفی فرهنگ قوم خود در شبکه های اجتماعی، از 10 مکانیزم اطلاع رسانی وانتشار اخبار، آموزش،آگاهی بخشی، تقویت کارکرد ارتباطی، تقویت قدرت اجتماعی، تولید دانش و محتوا، تبلیغات، سنجش هدفمند، جریان سازی و رسانه جایگزین استفاده می کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از گُسست تا هم‌بهینه‌سازی: تحلیل تماتیک اجتماعی تکنیکی پژوهش‌های همگرایی هوش مصنوعی و سازمان‌های رسانه‌ای</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_237344.html</link>
      <description>با تعمیق درهم‌تنیدگی فناوری و فرایندهای رسانه‌ای، سازمان‌های رسانه‌ای با دگرگونی‌ بنیادینی مواجه‌اند که در آن، مرزهای میان عاملیت انسانی و عاملیت الگوریتمی بسیار پیچیده‌تر می‌شود. این پژوهش با اتکا بر ۳۳ منبع علمی معتبر (مقالات پژوهشی و کتاب‌های تخصصی)، یک صورت‌بندی اجتماعی تکنیکی از همگرایی هوش مصنوعی در سازمان‌های رسانه‌ای ارائه می‌کند و چهار زیرنظام درهم‌تنیده ــ اجتماعی، فنی، زمینه‌ای و تعاملی ــ را شناسایی می‌کند که در هم‌پیوندی با یکدیگر و به‌مثابه یک کل واحد، نقش‌ها، سلسله‌مراتب، رویه‌های کاری و ارزش‌های نهادی را در این سازمان‌ها بازپیکربندی می‌کنند. این پژوهش با تکیه بر نظریه‌ی نظام‌های اجتماعی تکنیکی، از مفهوم «هم‌بهینه‌سازی» به‌مثابه‌ی لنگر مفهومی برای فهم برهم‌کنش بازگشتی میان داوری انسانی و منطق الگوریتمی در محیط‌های رسانه‌ای معاصر بهره می‌گیرد. در این رویکرد همگرایی هوش مصنوعی در سازمان رسانه‌ای نه یک فرایند خطی و صرفاً فناوری‌محور، بلکه فرایندی پویا از سازگاری متقابل انسان و ماشین بازتعریف می‌شود که در آن قدرت نهادی، هویت حرفه‌ای و هنجارهای روزنامه‌نگاری پیوسته مورد مذاکره و بازمذاکره قرار می‌گیرند. هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوبی شفاف برای ادراک ابعاد حکمرانی مسئولانه‌ی هوش مصنوعی در روزنامه‌نگاری و عمل رسانه‌ای است. ارائه این چارچوب به طراحی ساختارهای سازمانی، تنظیم خط‌مشی‌ها و سازمان‌دهی کار مشترک روزنامه‌نگاران و سامانه‌های الگوریتمی در جهت تقویت شفافیت، پاسخ‌گویی و اعتماد عمومی کمک می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد گذار از وضعیت «گسست و فرسایش حرفه‌ای» به سوی «هم‌بهینه‌سازی» مستلزم توجه هم‌زمان به ابعاد اجتماعی، فنی، زمینه‌ای و تعاملی همگرایی با هوش مصنوعی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر دورکاری بر استرس شغلی با نقش تعدیلگر باورهای کارکنان به دورکاری</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_237347.html</link>
      <description>هدف و زمینه: بسته به نوع کار و فعالیت و مهم‌تر آینده‌ایی که به طور قطع متعلق به کسب و کارهای آنلاینی است، دورکاری به عنوان یک اندیشه مدیریتی، در خط‌مشی مدیریت منابع انسانی، یک الزام قطعی خواهد بود و به نوعی مدیریت منابع انسانی سبز را هم در پی خواهد داشت. در مطالعه حاضر تاثیر دورکاری بر استرس شغلی با نقش تعدیلگر باورهای کارکنان به دورکاری به عنوان هدف پژوهش، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
روش‌شناسی: مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی(سه مرحله‌ای/زمانی جهت کاهش خطر واریانس روش رایج) است. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های استاندارد؛ فاصله قدرت و فردگرایی با شش گویه؛ استرس شغلی، باورها در زمینه اثربخشی و انزوای اجتماعی دورکاری هر کدام با سه گویه جمع‌آوری و با استفاده از معادلات ساختاری و نرم افزار ام‌پلاس مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: زمینه فرهنگی یک کارمند، نقش غیرمستقیم بر ارتباط بین دورکاری و استرس شغلی را ایفا می‌نماید زیرا بر باورها در زمینه انزوای دورکاری و اثربخشی تاثیر دارد که به نوبه خود بر تاثیرات دورکاری بر استرس شغلی اثر می‌گذارد. به طور ویژه، کارمندان دارای امتیازات فاصله قدرت یا فردگرایی بالا، دارای باورهای مثبت در زمینه اثربخشی دورکاری هستند. کارمندان دارای امتیازات فاصله قدرت پایین، بیشتر نگران هستند که دورکاری به انزوای اجتماعی منجر شود.
نتیجه‌گیری:  تغییر باورهای منفی، تاثیرات مفید دورکاری از جمله اثربخشی و عدم انزوای اجتماعی، ضمن کاهش استرس، باعث بهزیستی و کاهش هزینه‌های سفرهای سازمانی کارمندان خواهد شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین چارچوبی جهت سنجش عوامل مؤثر بر نادیده گرفتن تبلیغات اینترنتی توسط مخاطبان دانشجو</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_238044.html</link>
      <description>در عصر دیجیتال، تبلیغات اینترنتی به‌عنوان ابزاری راهبردی با مزیت‌های چشمگیر نسبت به رسانه‌های سنتی، نقشی محوری در تعامل مؤثر با مصرف‌کنندگان ایفا می‌کند. در ایران نیز با رشد تصاعدی کاربران اینترنت، سازمان‌های دولتی و خصوصی فرصتی ارزشمند برای بهره‌گیری از این رسانه پُردسترس، کم‌هزینه و گسترده به‌منظور ارتقای اثربخشی کمپین‌های بازاریابی و توسعه سهم بازار خود یافته‌اند. با این حال، مطالعات نشان می‌دهد مواجهه مخاطبان با تبلیغات دیجیتال همواره با پذیرش همراه نیست. پژوهش‌های اخیر حاکی از آن است که مصرف‌کنندگان معاصر، تحت تأثیر عوامل شناختی، رفتاری و مکانیکی، گرایش فزاینده‌ای به اجتناب از این تبلیغات دارند؛ پدیده‌ای که نه‌تنها دستاوردی برای تبلیغ‌کنندگان به همراه ندارد، بلکه به اتلاف منابع مالی و کاهش بازده سرمایه‌گذاری‌ها می‌انجامد. این مطالعه با رویکردی کمّی و با هدف شناسایی و رتبه‌بندی عوامل کلیدی مؤثر بر نادیده‌انگاری تبلیغات اینترنتی در مخاطبان دانشجو طراحی گردید. داده‌های پژوهش از طریق توزیع پرسشنامه میان ۳۳۵ نفر از دانشجویان دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران گردآوری شد. سپس تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نرم‌افزار SPSS جهت استخراج مؤلفه‌های زیربنایی و روش آنتروپی شانون برای تعیین اولویت اثرگذاری عوامل به‌کار گرفته شد. در نتیجه، شش عامل تعیین‌کننده شناسایی شد که به ترتیب اثرگذاری عبارت‌اند از بدبینی نسبت به تبلیغات اینترنتی، عدم اعتماد به تبلیغات اینترنتی، فوریت زمانی، تجربیات منفی قبلی، ازدیاد تبیلغات اینترنتی و عدم اعتماد به رسانه. این نتایج بینشی راهبردی برای سیاستگذاران حوزه بازاریابی دیجیتال فراهم میکند تا با تعدیل چالش‌های شناسایی‌شده، راهکارهای کاهش اجتناب مخاطبان و افزایش نرخ تعامل را تدوین نمایند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قدرت نرم، تحریم سخت: بازخوانی نقش رسانه‌ها در مشروعیت‌زدایی یا مشروعیت‌بخشی به اسنپ‌بک علیه ایران</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_240905.html</link>
      <description>بازگردانی تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران از طریق «سازوکار اسنپ‌بک» صرفاً یک رخداد حقوقی ـ سیاسی در نظام بین‌الملل نبود، بلکه به صحنه‌ای برای رقابت روایت‌ها، جدال ادراکی و اعمال قدرت نرم میان بازیگران عمده جهانی تبدیل شد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که رسانه‌ها، به‌عنوان مهم‌ترین ابزار شکل‌دهی به ادراک عمومی و تولید مشروعیت در سطح بین‌المللی، چگونه در روند مشروعیت‌زدایی یا مشروعیت‌بخشی به اسنپ‌بک علیه ایران ایفای نقش کردند و این بازنمایی رسانه‌ای چه پیامدهایی برای تفسیر حقوق بین‌الملل و رویه دولت‌ها به همراه داشت. چارچوب نظری تحقیق بر سه مبنای مکمل استوار است: نخست، مفهوم مشروعیت در حقوق بین‌الملل و نقش بنیادین آن در کارکرد قطعنامه‌های شورای امنیت؛ دوم، نظریه قدرت نرم و ظرفیت رسانه‌ها در ساخت «ادراک جمعی» از مشروعیت اقدامات بین‌المللی؛ و سوم، تحلیل رسانه‌ای مبتنی بر رویکرد انتقادی در مطالعات ارتباطات که بر سازوکار روایت‌سازی و قاب‌بندی خبری تأکید دارد.
از حیث روش‌شناسی، پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی، اسناد حقوقی، بیانیه‌های رسمی، رویه شورای امنیت و گفتمان رسانه‌های بین‌المللی و منطقه‌ای را بررسی می‌کند. مطالعه موردی نشان می‌دهد که پوشش رسانه‌ای اسنپ‌بک، به‌ویژه در رسانه‌های غربی، نه تنها بازتابی از اختلاف‌نظرهای حقوقی نبود، بلکه خود به عاملی مستقل در شکل‌دهی به برداشت‌های حقوقی، سیاسی و افکار عمومی بدل شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که روایت‌های رسانه‌ای، خواه در تعارض و خواه در تکمیل روایت‌های حقوقی، می‌توانند مسیر فهم و قضاوت نهادهای بین‌المللی و دولت‌ها را جهت‌دهی کنند.  این مقاله در پایان، پیشنهادهایی عملی برای تقویت روایت حقوقی ایران در عرصه رسانه‌ای ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعۀ کیفی کنش گری اجتماعی بلاگرهای ایرانی در اینستاگرام</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_242229.html</link>
      <description>پژوهش حاضر به دنبال مطالعۀ کیفی کنش گری اجتماعی بلاگرهای ایرانی در اینستاگرام است. روش تحقیق مردم نگاری مجازی بود و با تعداد 20 نفر از بلاگرها با روش نمونه گیری قضاوتی مصاحبۀ عمیق به عمل آمد. . نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کنشگری اجتماعی بلاگرهای ایرانی در اینستاگرام در قالب هفت مضمون اصلی به شرح زیر است: اولین مضمون به دست آمده کنشگری آگاهی بخش است. این کنشگری خود متشکل از سه مضمون پایه ای به نام های حقیقت گویی، دانش افزایی و شفاف گویی است. دومین مضمون اصلی کنشگری نمادین است که به صورت سه مضمون پایه ای اعتماد سازی، هویت سازی نمادین و مقاومت نمادین شکل گرفته است. سومین مضمون اصلی نیز کنشگری احساسی است که خود در قالب سه مضمون پایه ای به نام های هیجان جمعی، خاطره سازی و انگیزه دادن مورد بررسی قرار گرفت. چهارمین مضمون اصلی کنشگری مطالبه گرانه است که این مضمون در قالب سه مضمون پایه ای چانه زنی، نقادی و افشاگری شکل گرفته است. پنجمین مضمون اصلی نیز کنشگری روایت گرانه بود که سه مضمون پایه ای بازتولید،</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی رسانه‌ای؛ نقش رسانه در تثبیت و تداوم کلیشه‌های جنسیتی(مطالعه فیلم‌های تلویزیونی شبکه محلی گیلان)</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_242532.html</link>
      <description>رسانه‌ها یکی از مجاری بازنمایی و برساخت جهان برای مخاطبان هستند، که اگر در طول زمان و به اشکال مختلف آن را تکرار کنند، می‌توانند آن بازنمایی را به کلیشه تبدیل کنند. هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نحوه بازنمایی جنسیتی، در فیلم‌های تلویزیونی است که برای انجام آن، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شده است. جامعه مورد بررسی، چهار فیلم‌ تلویزیونی از تولیدات شبکه محلی گیلان با نام های &amp;amp;laquo;شعله در باد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جایزه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;آفتاب بعد از بارون&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;روجا&amp;amp;raquo; است. این چهار فیلم از پرمخاطبترین فیلم‌های شبکه محلی گیلان بودند که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته‌های پژوهش که با دیدگاه نظری کانل و تاچمن مورد تحلیل قرار گرفتند، نشان داد که هر چهار فیلم مورد بررسی با درجاتی متفاوت به بازنمایی کلیشه‌‌های جنسیتی پرداخته&amp;amp;lrm;اند. فیلم &amp;amp;laquo;آفتاب بعد از بارون&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شعله در باد&amp;amp;raquo;، بیشتر بازنمایی‌های سنتی، هژمونیک و تثبیت‌شده مردانه و زنانه را دارند و کلیشه‌های جنسیتی غالب را بازتولید می‌کنند. فیلم &amp;amp;laquo;جایزه&amp;amp;raquo; ترکیبی از سنت و نوآوری در بازنمایی جنسیت است و تضادهای ناشی از گذارهای جنسیتی از سنتی به مدرن را به تصویر می‌کشد و فیلم &amp;amp;laquo;روجا&amp;amp;raquo; نیز سعی نموده تا مقاومت‌های موجود در برابر کلشیه‌های جنسیتی را به تصویر بکشد و نوعی پویایی و سیالیست را در برابر ساختارهای هژمونیک مردانه و زنانه‌گرایی تأکیدی را بیان کند. این آثار اغلب در قامت بازتولیدکننده و تثبیت کننده کلیشه‌های جنسیتی ارزیابی می‌شوند، اما با این حال در برخی از آثار روندهای تغییر در هویت‌های جنسیتی به مثابه‌ی یک مسأله نیز به تصویر کشیده می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دوگانگی ارزشی در مصرف رپ با رویکرد نظریۀ ناهماهنگی شناختی: مطالعه موردی دانشجویان مذهبی</title>
      <link>https://www.jscm.ir/article_242949.html</link>
      <description>سبک رپ به عنوان یکی از سبک‌ها نوظهور در موسیقی ایرانی، همواره دچار چالش‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی بوده است. اشاعۀ این سبک در سال‌های اخیر بخش بزرگی از جامعه، علی‌الخصوص جوانان را جذب کرده تا جایی که بخشی از جامعۀ مذهبی نیز به مصرف این سبک پرداختند. در این پژوهش با استفاده از روش کیفی، جامعۀ هدف دانشجویان مذهبی دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران مورد مطالعه قرار گرفت تا شرابط و کیفیت مصرف رپ در این جامعه احصاء شود. ابزار گردآوری داده، مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته بوده و مصاحبه های انجام شده با استفاده از روش تحلیل مضمون مورد مطالعه قرار گرفتند. براساس نتایح آن پنج مقوله اصلی به شرح ذیل احصاء شد: &amp;amp;laquo;مصرف رپ در عین تعارض با دین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عدم تناسب رپ و ارائۀ مفاهیم دینی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;کاهش یا عدم مصرف رپ در مناسبت‌های مذهبی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توجیهات فرمی و محتوایی برای رپ ضددین&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عدم مصرف رپ رادیکال ضددین&amp;amp;raquo; اشاره نمود. نتایج این پژوهش نشان‌دهندۀ آن است که جامعۀ هدف مذکور دچار نوعی دوگانگی ارزشی در مصرف رپ در تناسب با درنظرگرفتن دین است؛ بدین معنا که اگرچه فحوای رپ را متعارض با دین می‌دانند و در روزمره از آن استفاده می‌کنند، در عین حال مراقبت‌هایی در این خصوص دارند؛ برای مثال رپ کاملا متعارض با دین را مصرف نمی‌کنند یا در مناسبت‌ها این مصرف را کاهش می‌دهد. اما توجیه مشخصی برای اینکه چرا با وجود اینکه رپ را نوعی تعارض با دین می‌دانند، ندارند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
